تبليغاتX
ASTRONOMY


ASTRONOMY

نواختر ها

منجمان باستاني متوجه شده بودند كه گاهي ستارگان جديد در آسمان نمايان مي شود.و پس از مدتي دوباره ناپديد ميشوند.در قرون وسطي منجمان اين ستاره ها را نو اختر ناميدند . مه،در لاتين به معني ستاره نو است.برخي از اين ستارگان نو بسيار پر نور بودند.سه تا از اين ابر نو اختر ها در دوران تاريخي مشاهده شدند.
ابر نو اختر تيكو براهه ،مه در سال 1572 به وقوع پيوست.ابرنو اختر كپلر كه در سال 1604 بسيار درخشان شدو يك ابر نو اختر كه منجمان چيني در سال 1054 مشاهده كردند.جالب است بگويم در محل ابر نواختر چيني ،اكنون سحابي خرچنگ را در صورت فلكي ثور مشاهده ميكنيم.

درخشندگي ابر نو اختران

درخشندگي ابر نواختران هنگامي كه آتش ابر نو اختر بر مي فروزد،نورانيت ستاره به طور اعجاب انگيزي افزايش مي يابدكه بسيار بيشتر از افزايش نورانيت در مورد نو اختران است.در حالي كه نو اختر حد اكثر به درخشندگي مي رسد كه آنرا به يكي از نوراني ترين ستارگان اين كهكشان بدل ميكند،ابرنو اختر به چنان نورانيتي دست مي يابدكه با مجموع نورانيت هاي تمام ستارگان يك كهكشان برابري مي كند.نوراني ترين ابر نو اختران مشاهده شده در كهكشان هاي ديگر،گاهي چند برابر نوراني تر از خود كهكشان بوده اند.درخشندگي يك ابر نو اخترتامقاديري در حدود يك مليارد برابرنورانيت خورشيد مي رسد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت 15:0 توسط | |

سحابی

سحابی گسیلشی سه‌سو به نام ان‌جی‌سی ۶۰۴ در یک بازوی مارپیچی از کهکشان سه‌سو قرار گرفته است.
سحابی گسیلشی سه‌سو به نام ان‌جی‌سی ۶۰۴ در یک بازوی مارپیچی از کهکشان سه‌سو قرار گرفته است.

به ابر عظیمی از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای، سَحابی یا اَبری گفته می شود. سحابی ها محل تولد ستاره ها می‌باشند.

گفته شده صوفی رازی از دانشمندان ایرانی، پژوهش‌هایی در زمینه سحابی‌ها نیز انجام داده بود.[1]

 دسته‌بندی

سحابی ها را بر پایه نحوه درخشانی‌شان به دسته های زیر بخش می کنند:

  • سحابی گسترده که در اثر نور ستارگان نزدیک به آن می‌درخشد.
  • سحابی سیاره‌نما پوسته‌های فشرده گاز هستند که در پیرامون یک ستاره مرده قرار گرفته اند. نگا.: نواختر
  • ته‌مانده‌های ابرنواختری معمولاً در حال دور شدن از ستاره مادر خود هستند و در پی برخورد به غبار و گاز کهکشانی آهسته‌رونده‌تر داغ می‌شوند.
  • سحابی انکساری که ذرات غبار نور را منعکس نمی‌کنند، بلکه متواری می‌کنند. نور قرمز می‌تواند آسانتر از نور آبی از ابر غبار بگذرد، پس نور آبی بیشتر پراکنده می‌شود، این امر موجب آبی شدن آن ابر می‌شود. دلیل آبی بودن رنگ آسمان نیز همین می‌باشد.
  • سحابی تاریک بی‌نور و درخشش است. این سحابی‌ها زمانی آشکار می شوند که جلوی دیگر ستارگان یا سحابی ها را بگیرند. نمونه‌های معروف: سحابی سر اسب در صورت فلکی شکارچی و سحابی کیسه ذغال در صورت فلکی صلیب جنوبی.
  • سحابی خارج کهکشانی توده‌های عظیم و پیوسته گازی نیست، بلکه مجموعه‌ای است از ستارگانی شبیه ستارگان کهکشان . رصدهای انجام شده نشان می‌دهد خاصیت طیفی نوری که از این سحابیها صادر می‌شود، بسیار شبیه به نوری است که از خورشید خود ما خارج می‌گردد. بنابراین درجه حرارت متناظر با چنین صدور نوری نمی‌تواند با درجه حرارت سطحی خورشید اختلاف فراوان داشته باشد و این درجه حرارت بایستی به چند هزار درجه برسد. اگر این سحابیها واقعا توده‌های غول پیکر گاز پیوسته‌ای بودند که درجه حرارت سطحی آنها همان درجه حرارت سطحی خورشید بود، ناچار می‌بایستی نوری که از آنها صادر می‌شود با وسعت سطح یعنی با مربع یکی از ابعاد آنها متناسب باشد.
نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 13:4 توسط | |

ستاره دوتایی

هابل از ستاره شباهنگ عکس برداری کرده‌است این ستاره یک مجموعه دوتایی می باشد.ستاره همدم در پایین چپ معلوم است.
هابل از ستاره شباهنگ عکس برداری کرده‌است این ستاره یک مجموعه دوتایی می باشد.ستاره همدم در پایین چپ معلوم است.
A simulated example of a binary star, where two bodies with similar mass orbit around a common barycenter in elliptic orbits.

ستاره دوتایی به دو ستاره گفته می‌شود که به هم نزدیک هستند و به دور مرکز ثقلشان گردش می کنند. به ستاره کوچکتر ستاره همدم گفته می شود.تحقیقات جدید نشان می دهد درصد زیادی از ستارگان بخشی از یک سامانه حداقل دو ستاره‌ای هستند. ستارگان دوتایی در اخترفیزیک بسیار مهم هستند زیرا مدار آنها جرمشان را مشخص می کند.جرم بسیاری از ستارگان تکی از روی برون‌یابی جرم ستارگان دوتایی بدست می آید. ستاگان دوتایی با ستاره دوتایی نوری یکی نیستند, تفاوت آنها در این است که ستارگان دوتایی نوری از زمین نزدیک یکدیگر دیده می شوند ولی آنها هیچ اثر گرانشی بر یکدیگر ندارند.ستارگان دوتایی از روی طیف‌سنجی هم شناخته می شوند. اگر مدار حرکت این ستارگان در راستای دید زمین باشد آنها از طریق گرفت تشخیص داده خواهند شد.

به سامانه‌های بیشتر از دو ستاره ستاره چندتایی می گویند که فراوانی آن کم نیست.ستاره‌های دوتایی می‌توانند بین یکدیگر جرم تبادل کنند و تکامل یابند از معروفترین ستارگان دوتایی می توان به الغول(ستاره دوتایی گرفتی)شباهنگ و ماکیان ایکس یک(که همدم کوچکتر قویترین احتمال سیاهچاله است).

 اصطلاحات

لفظ ستاره دوتایی از سال ۱۸۰۲ توسط سر ویلیام هرشل به کار رفت, در تعریف او آمده است, "یک ستاره دوتایی واقعی- متشکل از دو ستاره است به طوری که به یکدیگر را جذب می کنند".دو ستاره نزدیک به هم به طور تصادفیستاره دوتایی نوری نام می گیرند, مشهورترین ستاره دوتایی نوری ستاره زتا خرس بزرگ است که در صورت فلکی خرس بزرگ قرار دارد. دوتایی‌های غیر واقعی را دوتایی نوری می گویند. با اختراع تلسکوپ ستارگان دوتایی بیشتری کشف شدند. هرشل, در ۱۷۸۰ میلادی,۷۰۰ سامانه دوتایی, و حدود ۵۰ سامانه که به نظرش بیشتر از دو ستاره دارند ثبت نمود.[۱][۲] یک سامانه دوتایی واقعی، دو ستاره است که جاذبه گرانشی دارند.وقتی دو ستاره تفکیک می شوند که با بالابردن دقت تلسکوپ‌‌ها به اندازه کافی (در صورت لزوم از روش‌های اینترفرمتریک استفاده می‌شود) دو ستاره کاملا مجزا دیده شوند که به آنها دوتایی مرئی می گویند.[۳][۴][۵] نشان بروز دیگر تغییر طول موج بر اثر پدیده دوپلر است. که به این نوع ستارگان دوتایی دوتایی طیفی[۳]گفته می شود در این ستاره‌ها خطوط طیفی بر اساس حرکت به سمت زمین یا مخالف آن به سمت ترتیب به آبی و قرمز حرکت می کنند, اگر خطوط به سمت آبی و سپس به سمت قرمز میل کنند نشان دهنده این است که این ستاره به دور مرکز ثقلی حرکت می کند, البته به شرط اینکه با دوره منظمی این اتفاق بیافتد. اگر مدار آنها بسیار نزدیک به خط دید ما باشد, قدر ستاره به طور منظمی کاهش و افزایش می یابد(البته با ستاره متغیر متفاوت است), که به آنها دوتایی گرفتی می گویند بهترین مثال آن ستاره الغول است.[۶]

ستارگان دوتایی که هم مرئی و هم طیفی باشند،نادر هستند, و اگر یافت شوند اطلاعات مفیدی را در اختیار ستاره‌شناسان قرار می دهند چون ستارگان دوتایی بصری غالبا جدایی بزرگی در حالت واقعی دارند و دوره‌هایشان بین ده‌ها تا قرن‌هاست; ستارگان دوتایی که در مدار کوچکتری دارند، ستارگان دوتایی طیفی می شوند. به عبارت دیگر ستارگان دوتایی طیفی در مدار خود بسیار سریع حرکت می کنند زیرا مدار کوچکتری دارند بنابر این ستارگان دوتایی که هم طیفی باشند و هم مرئی باید بسیار به زمین نزدیک باشند تا دیده شوند.

اخترشناسان نوعی ستاره دوتایی کشف کرده‌اند که به آن دوتایی نجوم‌سنجی[۳] می گویند این گونه ستارگان به ظاهر حول یک منطقه خالی چرخش می کنند که با بررسی بیشتر جرم زیادی در آن منطقه پیدا می شود که نامرئی است مانند سیاه‌چاله،ستاره نوترونی و... . بعضی از دوتایی‌های طیفی فقط یک خطوط طیفی متحرک دارند.[۷]بررسی بیشتر در طول موج پرتو ایکس در بعضی از این گروه ستارگان منبع بزرگی از پرتو ایکس در مرکز جرم را نشان می دهد. بهترین مثال آن ماکیان ایکس یک است, از روی جرم یافت شده که نه برابر جرم خورشید است و از روی حد تولمن-اوپنهایمر-ولکف (حداکثر مقدار جرم یک ستاره نوترونی از این مقدار کمتر است). این مرکز جرم بزرگترین نامزد برای سیاهچاله است.[۸][۹]

 رده‌بندی

بر اساس روش‌های رصد

ستارگان دوتایی از لحاظ روشهای رصد به چهار گروه تقسیم می‌شوند.[۱۰] ستارگان دوتایی می توانند در چند گروه نیز جای بگیرند اما این موضوع نادر است.

 دوتایی مرئی

یک دوتایی مرئی مجموعه‌ای از دو ستاره است که مدارشان با راستای دید ما زاویه قابل توجه می‌سازد برای پیدا کردن این گونه ستارگان باید از تلسکوپ با قدرت تفکیک کافی استفاده کرد و هرچه دهانه تلسکوپ بزرگتر باشد قدرت تفکیک دو ستاره از هم بالا می رود.[۱۱]

به ستاره درخشان‌تر در ستاره دوتایی مرئی ستاره اولیه(یا اصلی) و به ستاره کم‌نورتر ستاره ثانویه(یا همدم) گفته می شود. اگر دو ستاره قدر ظاهری یکسان داشته باشند ستاره‌ای اصلی گفته می شود که زودتر کشف شده باشد.[۱۲]

دوتایی طیفی

 دوتایی گرفتی

یک دوتایی گرفتی،همراه با نمودار تغییرات قدر ظاهری.
یک دوتایی گرفتی،همراه با نمودار تغییرات قدر ظاهری.[۱۳][۱۴]

یک دوتایی گرفتی دو ستاره است که مدا آنها بسیار نزدیک به راستای دید ناظر باشد در این صورت در طول دوره دوبار گرفت رخ خواهد داد.[۱۵]

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 12:51 توسط | |

خورشیدگرفتگی

 
مراحل یک خورشیدگرفتگی حلقوی از آغاز تا پایان
مراحل یک خورشیدگرفتگی حلقوی از آغاز تا پایان

خورشیدگرفتگی یا کُسوف (نام قدیمی‌تر خورگیر[وقتی رخ می‌دهد که سایه ماه بر بخشی از زمین بیافتد و در نتیجه از دید قسمت‌هایی از کرهٔ زمین، قرص ماه روی قسمتی از قرص خورشید را بپوشاند. این پدیده هنگامی رخ می‌دهد که زمین و ماه و خورشید به ترتیب در یک خط راست یا تقریباً در یک خط راست قرار بگیرند و این شرایط تنها در زمان ماه نو ممکن است برقرار گردد. گرفتگی کامل خورشید را باید یکی از منظره‌های بسیار زیبا و در عین حال ترسناک طبیعت دانست.

 تعریف و واژگان مرتبط

برای ارائه تعریف دقیق نجومی خورشیدگرفتگی، باید به تعاریف زیر توجه نمود:

هرگاه از دید یک ناظر، یک جسم آسمانی که در ظاهر کوچکتر است از مقابل یک جسم آسمانی که در ظاهر بزرگتر است عبور نماید، گذر جسم اول (از مقابل جسم دوم) رخ داده‌است.
هرگاه از دید یک ناظر، یک جسم آسمانی که در ظاهر بزرگتر است از مقابل یک جسم آسمانی که در ظاهر کوچکتر است عبور نماید، اختفاء جسم دوم (توسط جسم اول) رخ داده‌است.
هرگاه یک جسم آسمانی از خلال سایهٔ یک جسم آسمانی دیگر عبور کند، گرفت جسم اول (توسط جسم دوم) رخ داده‌است.

بر اساس این تعاریف نجومی، هرگاه ماه از میان زمین و خورشید عبور نماید و سایهٔ ماه روی قسمتی از زمین بیافتد، هم اختفاءِ خورشید توسط ماه رخ داده‌است و هم گرفتِ زمین توسط ماه رخ داده‌است. با وجودِ این، چنانکه از قدیم به رخ دادن این پدیده خورشیدگرفتگی گفته می‌شده‌است، هنوز هم از این نام استفاده می‌شود.

 هندسهٔ مداری خورشیدگرفتگی

زمین در گردش به دور خورشید و ماه در گردش به دور زمین در مدارهای بیضی‌شکل اما نزدیک به دایره حرکت می‌کنند. شعاع مدار گردش زمین به دور خورشید (تقریباً ۱۵۰ میلیون کیلومتر) حدود ۴۰۰ برابر بزرگتر از شعاع مدار گردش ماه به دور زمین (تقریباً ۳۸۰ هزار کیلومتر) است و این در حالی است که اندازهٔ واقعی خورشید نیز حدود ۴۰۰ برابر بزرگتر از اندازهٔ واقعی ماه است. این وضعیت باعث شده‌است که اندازهٔ ظاهری ماه و خورشید از دید اهالی کرهٔ زمین تقریباً یکسان باشد.

بیضی بودن مدارها، باعث می‌شود که فاصلهٔ زمین تا خورشید در طول زمان تا حد ۱٫۶ ٪ کم یا زیاد شود و فاصلهٔ ماه تا زمین در طول زمان تا حد ۵٫۴ ٪ کم یا زیاد شود. این مطلب موجب شده‌است که در زمان‌های مختلف، اندازهٔ ظاهری ماه و خورشید کمی تغییر کند و در نتیجه ماه گاهی کوچکتر، گاهی هم‌اندازه و گاهی اندکی بزرگتر از خورشید دیده شود. از سطح کرهٔ زمین، اندازهٔ ظاهری ماه از ۲۹٫۳ تا ۳۴٫۱ دقیقهٔ قوس و اندازهٔ ظاهری خورشید از ۳۱٫۶ تا ۳۲٫۷ دقیقهٔ قوس در تغییر می‌باشند.

صفحهٔ مداری گردش ماه به دور زمین، نسبت به صفحهٔ مداری گردش زمین به دور خورشید °۵٫۱۴۵ زاویه دارد. این مطلب باعث می‌شود که در زمان ماه نو، در اغلب موارد ماه با خط واصل بین زمین و خورشید فاصله داشته باشد و تنها در بعضی از دفعاتِ ماه نو این سه جرم آسمانی تقریباً در یک خط راست قرار بگیرند.


ویژگی‌های مداری ذکر شده در بالا، موجب شده‌است که پدیدهٔ خورشیدگرفتگی در کرهٔ زمین از ویژگی‌های منحصر به فردی در بین سیارات منظومهٔ خورشیدی برخوردار باشد و پیچیدگی‌ها و زیبایی‌های خاصی به شرح زیر در آن دیده شود:

 دفعات خورشیدگرفتگی

حدود ۳۰ روز طول می‌کشد تا ماه یک گردش کامل به دور زمین انجام دهد و در هر بار گردش، یک بار ماه نو رخ خواهد داد.

اگر صفحهٔ مداری گردش ماه به دور زمین همان صفحهٔ مداری گردش زمین به دور خورشید می‌بود، در هر ماه یک بار خورشید گرفتگی رخ می‌داد. اما وجود انحراف زاویه‌ای بین این دو صفحه، باعث می‌شود که در بسیاری از ماه‌ها، ماه از بالا یا پایین قرص خورشید بگذرد.

بنا بر این تنها دو یا سه بار در هر سال، ماه در هنگام عبور از فاصلهٔ میان زمین و خورشید به اندازهٔ کافی به خط واصل بین زمین و خورشید نزدیک می‌شود و در این هنگام گرفت خورشید رخ می‌دهد.

 انواع خورشیدگرفتگی

خورشیدگرفتگی حلقوی
خورشیدگرفتگی حلقوی

این نوع از خورشیدگرفتگی، هنگامی رخ می‌دهد که از سطح زمین اندازهٔ ظاهری ماه کوچکتر از اندازهٔ ظاهری خورشید دیده شود. در این وضعیت، در مکان‌هایی از کرهٔ زمین که به خط واصل مرکز خورشید و مرکز کرهٔ ماه خیلی نزدیک هستند، تنها حلقهٔ پرنوری از خورشید دیده می‌شود و درون حلقه (که روی تاریک ماه است) کاملا تاریک دیده می‌شود.

خورشیدگرفتگی کلی - ۱۹۹۹ میلادی
خورشیدگرفتگی کلی - ۱۹۹۹ میلادی

این نوع از خورشیدگرفتگی، هنگامی رخ می‌دهد که از سطح زمین اندازهٔ ظاهری ماه اندکی بزرگتر از اندازهٔ ظاهری خورشید دیده شود. در این وضعیت، در مکان‌هایی از کرهٔ زمین که به خط واصل مرکز خورشید و مرکز کرهٔ ماه خیلی نزدیک هستند، تمام سطح خورشید توسط روی تاریک ماه پوشانده می‌شود.

در این نوع خورشیدگرفتگی امکان رؤیت جو خورشید وجود دارد که زیبایی این پدیده عمدتا به همین موضوع برمی‌گردد. معمولاً هر ۱٫۵ سال یک بار خورشید گرفتگی کلی روی می‌دهد، اما هر انسان در طول عمرش شاید یک بار شانس تماشای این پدیده را داشته باشد.

هرگاه خورشیدگرفتگی اتفاق می‌افتد، در مکان‌هایی از سطح کرهٔ زمین که از خط واصل مرکز خورشید و مرکز کرهٔ ماه دور هستند، امکان رؤیت گرفت کلی یا گرفت حلقوی وجود ندارد. در چنین نقاطی - که شامل مساحت بیشتری از زمین می‌شود - دو قرص خورشید و ماه هم‌مرکز دیده نمی‌شوند و در نتیجه روی تاریک ماه، تنها قسمتی از قرص خورشید را می‌پوشاند که به این حالت گرفت جزئی گفته می‌شود.


  • خورشیدگرفتگی مرکب

در بعضی از خورشیدگرفتگی‌ها، از سطح زمین اندازهٔ ظاهری ماه و خورشید خیلی به یکدیگر نزدیک است. در این وضعیت که خیلی به ندرت رخ می‌دهد، ممکن است در نقاطی از سطح زمین خورشیدگرفتگی کلی و در نقاط دیگری خورشیدگرفتگی حلقوی دیده شود که به این حالت خورشیدگرفتگی مرکب اطلاق می‌گردد. در این حالت نیز در دیگر نقاط سطح زمین، خورشیدگرفتگی جزئی دیده خواهد شد.

 ارتباط نوع خورشیدگرفتگی با سایهٔ ماه

A کسوف کلی در قسمت سایهB کسوف حلقوی در پشت سایه (ضد سایه)C کسوف جزئی در قسمت نیم‌سایه
A کسوف کلی در قسمت سایه
B کسوف حلقوی در پشت سایه (ضد سایه)
C کسوف جزئی در قسمت نیم‌سایه

برای هر جسم کروی تاریک مانند ماه که در نزدیکی جسم کروی نورانی مانند خورشید قرار بگیرد، سایه‌ای تشکیل می‌شود که می‌توان در آن قسمت‌های زیر را تشخیص داد:

  • سایه که جسم نورانی در آن دیده نمی‌شود و کاملا تاریک است.
  • نیم‌سایه که تنها یک سمت از جسم نورانی در آن دیده می‌شود، در قسمت بیرونی سایه قرار دارد و نیمه‌تاریک است.
  • ضد سایه که قسمت‌های میانی جسم نورانی در آن دیده نمی‌شود، در قسمت عقب سایه قرار دارد و نیمه‌تاریک است.

اگر وضعیت مداری ماه در هنگام ماه نو به گونه‌ای باشد که هیچ کدام از سه قسمت سایه ماه با سطح زمین تلاقی نکند، خورشیدگرفتگی اتفاق نخواهد افتاد. در غیر این صورت، یکی از حالت‌های زیر رخ خواهد داد:

  1. اگر فاصله ماه و زمین در هنگام ماه نو به میزانی (کم) باشد که بخش سایه ماه با سطح زمین تلاقی پیدا کند، در آن قسمت از زمین خورشیدگرفتگی کلی قابل رؤیت خواهد بود. (قسمت A در شکل مقابل)
  2. اگر فاصله ماه و زمین در هنگام ماه نو به میزانی (زیاد) باشد که بخش سایه ماه با سطح زمین تلاقی پیدا نکند، در آن صورت ضد سایه با سطح زمین برخورد می‌کند و در چنین قسمت‌هایی از زمین خورشیدگرفتگی حلقوی قابل رؤیت خواهد بود. (قسمت B در شکل مقابل)
  3. ممکن است در حالت‌های خاص بعضی نقاط زمین از بخش سایه و بعضی نقاط دیگر از بخش ضد سایه عبور کنند، که در این وضعیت خورشیدگرفتگی مرکب (در بعضی نقاط کلی و در بعضی نقاط حلقوی) خواهد بود. خورشیدگرفتگی فروردین‌ماه ۱۳۸۴ (آوریل ۲۰۰۵) در آمریکای جنوبی از این دسته بوده‌است.
  4. در هر سه حالت فوق، قسمت‌های زیادی از سطح زمین از قسمت نیم‌سایه عبور خواهند کرد و در این نقاط خورشیدگرفتگی جزئی رؤیت می‌شود. (قسمت C در شکل مقابل)
  5. ممکن است در شرایطی تنها نیم‌سایه با سطح زمین برخورد نماید. در این حالت بعضی نقاط سطح زمین خورشیدگرفتگی جزئی را تجربه خواهد کرد بدون اینکه در جایی خورشیدگرفتگی کلی یا حلقوی رخ داده باشد. خورشیدگرفتگی انتهای اسفندماه ۱۳۸۵ (مارس ۲۰۰۷) و خورشیدگرفتگی شهریورماه ۱۳۸۶ (سپتامبر ۲۰۰۷) از این دسته بوده‌اند.


مسیر خورشیدگرفتگی

در خلال گرفت، بر اثر حرکت ماه و چرخش زمین، سایه ماه زمین را از غرب به شرق طی می‌کند، که به این سیر حرکتی سیر گرفتگی کلی می‌گویند. هر کسی که در این مسیر باشد خورشید را در حالت گرفت کلی خواهد دید، این مسیر در بیشترین حالت به ۳۲۰ کیلومتر می‌رسد و حدود نیم درصد سطح زمین را می‌پوشاند.


 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 12:26 توسط | |

اندازه ی سیاه چاله ها چقدر است ؟

برای این سوال 2 جواب وجود دارد یکی اینکه ما از دیدگاه جرم به سوال بنگریم پس بهتر است بپرسیم که جرم سیاه چاله ها چه اندازه است ؟ یا اینکه از لحاظ اشغال فضا یا همان حجم سیاه چاله ها را بررسی کنیم پس در آن صورت بهتر است بپرسیم که حجم سیاه چاله ها چه اندازه است ...

پس بیایید ابتدا در مورد جرم آنها بحث صحبت کنیم .

به طور کلی هیچ حدی برای بزرگی جرم یا کوچکی جرم یک سیاه چاله نداریم و نمی توان گفت فلان سیاه چاله پر جرم ترین یا آن یکی کم جرم ترین آنهاست .

ابتدا ما باید بدانیم که چقدر جرم لازم است تا چگالی به آن زیادی را ایجاد کند حال ما

می دانیم که سیاه چاله ها سرنوشت ستارگان پر جرمی بوده اند و همچنین ما انتظار داریم وزن سیاه چاله ها


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 11:13 توسط | |

اوج : بیشترین فاصله ی یک جرم از جسمی که به دور آن در گردش است .

حضیض : کمترین فاصله ی یک جرم از جسمی که به دور آن می گردد

جدایی زاویه ای : فاصله ی زاویه ای بین دو جرم سماوی از دید ناظر .

سرعت گریز : مقدار سرعت لازم برای فرار یک جسم از جاذبه ی جسم دیگر .

نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 10:56 توسط | |

سمت : فاصله ی یک جسم ازشمال نصف النهار را سمت می گوییم .

ارتفاع : فاصله ی زاویه ای یک جسم از افق را ارتفاع می گوییم .

قدر ظاهری : مقیاس عددی برای تععین و مقایسه میزان درخشندگی ظاهری یک جسم سماوی به این صورت که 1 قدر برابر 5/2 تغییر روشنایی است .

قطر ظاهری :  فاصله ی زاویه ای دو سر قطر محسوس یک جسم سماوی که به فاصله و اندازه و ابعاد آن بستگی دارد .

 

نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 18:44 توسط | |

سیاه چاله چیست؟

به طور ساده سیاه چاله قسمتی از فضا است که جرم متمرکز بسیار زیادی دارد بطوری که هیچ جسمی هیچ شانسی برای فرار از جاذبه ی اون نداره تا به امروز بهترین تئوری برای جاذبه تئوری نسبیت اینشتین است و ما باید در نتایج این نظریه به اندازه ی کافی دقیق شویم تا بتوانیم سیاه چاله ها را در جزئیات این نظریه پیدا کنیم اما بیایید قدم ها را کم کم برداریم و به جاذبه فکر کنیم.

فرض کنید شما روی سطح سیاره ای ایستاده اید و سنگی را به هوا می اندازید اگر اونو به اندازه ی کافی با

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 13:16 توسط | |

پیدایش منظومه شمسی

 

به گمان دانش نوین ,از عمر جهان حدود000, 13 میلیون سال میگذرد و منظومه خورشیدی نیز حدود 560,4 ملیون سال میلیون سال عمر دارد. دانشمندان بر این باورند که باورند که پیدایش جهان که از شمار بس عظیمی منظومه کهکشانی تشکیل یافته , با عمل ویژه ای به نام انفجار بزرگ Big Bang آغاز گردیده است.

فراوانی عنصر های ئیدروژن و هلیوم,  یکی از ویژگی های آغاز آفرینش جهان بوده و عناصر سنگین تر در مراحل بعدی یعنی به دنبال انفجار ابرنواختران Supernova   و غول های سرخ رنگ Red Giants تولید گردیده اند.

 

 

ابرهای خورشیدی

 

دانش نوین , آفرینش منظومه خورشیدی را فراورده موادی به نام ابر های خورشیدی Solar  Nebula می شناسند.

تا همین اواخر باور همگان بر این بوده که ابر های خورشیدی ترکیبی است از گونه های شهابواره فاقد ئیدروژن و هلیوم و گاز های نادر , بررسی های اخیر روی ایزوتوپ های ویژه ای چون ایزوتوپ16 o ناهنجاری هائی را در زمینه ایزوتوپ  ابری ها نشان می دهد و نا همگن بودن آن ها را تائیید می نماید. گروهی ازدانشمندان بر این باورند که فعالیت ابر نواختران به پیدایش موادی که موجبات ناهنجاری و ناهمگنی تکاثف و انبوهش ابر های خورشیدی را فراهم می آورد منجر میگردد. گروهی دیگر بر این باورند که ناهنجاری ها ایزوتوپی در ذراتی که در مرحله انبساط ابرنواختران تولید گردیده اند , پیش موجود بوده است.

بیشتر کیهان شناسان Cosmologists    فرضیه ای را که نخستین بار در سال 1796 در زمینه کیهانزائی Cosmogony   به وسیله پیرسیمون لاپلاس  Pierre Simon Lapalme   عرضه گردیده است, تایید می نمایند.

این دانشمندان در تکمیل فرضیه لاپلاس معتقدند,  در آغاز توده گازهای ابری شکلی که از جرم گسترده رقیق و داغی شکل نیافته, وجود داشته است .  مزبور که از یک حرکت دورانی پیروی میکرده, تحت تاثیر گرانش خود منقرض گریده وبه مرور سردتر شدنده است .

 

این توده که در آغاز کروی شکل بوده است در پی افزایش چرخش , شکلی بیضوی یافته و موارد درون آن به آرامی  به سوی مرکز روان گردیده و توده ی مرکزی یا پیش خورشید Proto_ sun  را پدید آورده است.

نیروی ثقل توده مزبور که به مرور فزونی می یافته به تراکم هر چه بیشتر آن کمک نموده و در مقابل از حجم آن کاسته گردیده و دمای درونی آن به حد مساعد برای واکنش های دما هسته ای Thermonuclear Reactions    فزونی یافت و سرانجام کره خورشید  بدینسان که امروز میشناسیم پدید آمده.

در زمینه پیدایش سیارات , نظرات گوناگونی وجود دارد که مجمل فقط دو تا از آن ها را که بیش از سایرین از ازش بررسی برخوردار است , مورد مطالعه قرار می دهیم. نخست نظریه پیدایش سیاره ای Proto_planet  Theory  و دوم نظریه ی خورده سیاره ای  Planetesimal  Theory  .

بنابر نظریه ی نخست , ناپایداری ثقل ابرها موجبات پیدایش توده های عظیم پیش سیاره ات را فراهم آورده است.

نظریه دوم گویای آن است که رویش سیارات از برخورد و  بهم پیوستن ذرات بسیار ریز بسیار  ریز غبار آغاز گردیده و انبوهش و رشد تدریجی آنها نخست به پدید آمدن سیارکان و سپس به پیدایش سیارات انجامیده است. شاید منطقی باشد بپذیریم که , نظریهی نخست بیشتر در مورد سیاراتی مانند برجیس (مشتری) و کیوان (زحل) که از توده های عظیم گاز تشکیل یافته اند. صدق کرده و نظریه دوم در مورد گروه سیارات خاکی مانند تیر , ناهید,  زمین و مریخ و غیره

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 0:2 توسط | |

منظومه شمسی

 

منظومه شمسی solar system از خورشید و هشت سیاره اصلی ( تیر یا عطارد Mercury , ناهید یا زهره   , Venusزمین Earth , بهرام یا مریخ Mars , برجیس یا مشتری Jupiter , کیوان یا زحل Saturn , اورانوس Uranu است , حرکت سیارات و دیگر اجرام منظومه شمسی را کنترل می کند و میدان مغناطیس و تشعات s , نپتون Neptune (  و اقمار Satellites آنها و همچنین اجرام کوچکی بنام سیارکان Asteroids , دنباله داران Comets شهابوارها Meteoroids و قدری گازو غبارهای بین سیاره ای تشکیل یافته است.

میان ثقل کره خورشید که فرمانروای این خانوادهRadiations آن نقش بس مهمی را به ویژه روی گازها و غبار های بین سیارات بر عهده دارد.

قطر خورشید 000, 392 ,1 کیلومتراست که 109بار بزرگتر از قطر زمین وتقربیا ده برابر بیشتر از قطر بزرگترین سیاره منظومه شمسی یعنی برجیس است . جرم mass آن چیزی حدود 000, 330 برابر جرم زمین و تقربا هزارار برابر جرم برجیس یا مشتری است. با وجودی که خورشید8/99 درصد از جرم منظومه شمسی را از آن خود ساخته است, ولی با مقایسه حجم آن ( که 000,303 , 1  برابر حجم زمین ) و جرم آن (که حدود 330 هزار برابر زمین ) به خوبی متوجه میشویم که میزان تراکم وانبوهش به نسبت قابل ملاحظه ای کمتر از تراکم زمین بوده وبه چیزی حدود کمتر ازیک چهارم انبوهش زمین میرسد که خود منعکس کننده تفاوت کلی در ساختار کرات مزبور است .

مدار سیارات و فاصله آن ها از خورشید planetary orbits & distances یوهان کپلر نخستین کسی است که در سال 1609 میلادی به بیضی شکل بودن مدار گردش سیارات پی برد مطابق این نظریه که نخستین قانون از قوانین سه گانه کپلر به شمارمی آید, مدار گردش سیارات به دور خورشید شکلی است بیضی که خورشید در یکی از دو کانون آن جای دارد و

barycenter   منظومه شمسی یعنی نقطه ای که بر مرکز واقعی خورشید منطبق نبوده و کمی نسبت به آن فاصله دارد گردش میکند.

بربر قانون دوم کپلر ,  شعاع حامل سیاره ( یعنی خط واصل میان خورشید و سیاره ) در زمان های مساوی سطوح برابر می پیماید , به همین مناسبت سیارات هنگام عبور از نزدیکی خورشید سرعتر از زمانی که نزدیک آنها هستند حرکت می کنند. نقطه ای از مدار گردش هر سیاره که نزدیکترین فاصله از خورشید را داراست پری هلیون perihelion و آنکه دور ترین فاصله راداراست افلیون  aphelion نام دارد.

سومین قانون کپلر رابطه میان زمان گردش سیاره و فاصله متوسط آن را از خورشید بیان می دارد. اگر سال زمینی  را به عنوان واحد اندازه گیری زمان و فاصله میان زمین تا خورشید یعنی واحد نجومی را واحد اندازه گیری فاصله محسوب داریم , 3 p2=a   که در آن p زمان و a فاصله متوسط از خورشید است , بیان کننده  سومین قانون از قوانین سه گانه  کپلر خواهد بود.

اندازه و شکل هر بیضی را بنابر دو کمیت یکی نصف قطرا طول و دیگری خروج از مرکز Eccentricity توصیف می نماید .

سیارات نسبت به مدار زمین به دو دسته تقسیم می شوند : نخست سیاراتی که مدارشان درون مدار گردش زمین به دور خورشید قرار گرفته که به آن ها سیارات زیرین یا سفلی Inferior planets گفته می شود و دوم سیاراتی که مدارشان خارج از مدار گردش زمین است و به آن ها سیارات زیرین یا علوی Superior planets می گویند.

سیارات زیرین هنگامیکه که در آسمان زمین مستقیما  در برابر خورشید قرار میگرند , در حالت روبرویی یا مقابله   opposition می گویند .

چه سیارات زیرین و چه سیارات زبرین ,    هنگامی که در راستای زمین وخورشید واقع شوند ,  در مرحله ای بنام همسوئی یا مقارنه conjunction قرار میگیرند. چنان چهسیاره زیرین بین زمین و خورشید باشد مقارنه درونی و هرگاه خورشید بین زمین وسیاره قرار گیرد مقارنه بیرونی به وجود خواهد آمد . پدیده هایی چو صور  یا  اهله phases و گرفت ها eclipses محصول قرار گرفتن سیارات یا اقمار آنها نسبت به زمین خورشید است.

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387ساعت 0:31 توسط | |


Design By : isfastro-club