تبليغاتX
ASTRONOMY


ASTRONOMY

ماه «قمر زمین»

 

 

مقدمه

کره ماه که تنها قمر طبیعی زمین است، که پوشیده از سنگ بوده و قطرش یک چهارم قطر زمین می‌باشد. ماه ، نوری از خود ندارد اما نور خورشید را منعکس کرده و قابل رویت می‌شود. کره ماه پوشیده از غبار بوده ، آب و حیات در آن یافت نمی‌شوند. بخاطر جاذبه بسیار ضعیفش نمی‌تواند ذرات گاز را نگه دارد و بنابراین فاقد جو است. در سطح ماه هزاران گودال شهاب سنگی وجود دارند که گدازه آتشفشانی در بعضی از این گودالهای بزرگ تراوش کرده و باعث تشکیل دریا (ماریا) در سطح ماه شده است.



تصویر





چنین به نظر می رسد که ماه پیش از تشکیل ، پوسته‌اش حالتی مذاب داشته است. سن قدیمیترین سنگی که از ماه به زمین آورده شده نشان می‌دهد که این پوسته حدود 4.48 میلیارد سال پیش تشکیل شده است. طی 500 میلیون سال بعد از تشکیل پوسته ، بمباران شدید شهاب سنگها باعث شکستگی ، تغییر شکل و ذوب مجدد پوسته شد. ضربات ناشی از دو شهاب سنگ عظیم اخیر باعث تشکیل دو حوزه (دریا) ارینتال و ایمبریوم شده اند. جو جاذبه سطحی ماه بقدری ضعیف است که نمی‌تواند مانع از فرار ذرات گاز به فضا شود. در نتیجه ، جرم کل جو کره ماه به اندازه جرم هوای درون یک استادیوم بسکتبال است.

اندازه کره ماه در مقایسه با سایر اقمار منظومه شمسی متوسط است. بزرگترین قمر ، متعلق به مشتری است که گانیمید نام داشته و قطرش 5262 کیلومتر است ، در حالیکه قطر ماه 3476 کیلومتر می‌باشد. از اقمار متعدد کوچکتر ، می‌توان از کردلیا ، قمر اورانوس ، نام برد که فقط 30 کیلومتر قطر دارد.




 

شکل گیری ماه

ماه و زمین بطور همزمان و حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفتند. اینکه ماه دقیقا چگونه بوجود آمده هنوز معلوم نشده است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل گیری منظومه شمسی شکل گرفته باشد، یا اینکه بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار قرار گرفته است. نظریه‌ای که بیش از سایر نظریه‌ها پذیرفته شده این است که ماه از برخورد یک سیارک به اندازه مریخ به زمین بوجود آمده است.

اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت حرکت وضعی هر دو جسم شده است. بعنوان مثال ، زمانی مدت حرکت وضعی زمین (طول شبانه روز) فقط 10 ساعت بود، اما این زمان به 24 ساعت کنونی افزایش یافته است. اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند، طول ماهها به 47 روز خواهد رسید. اما مقیاس زمانی این روند بسیار طولانیتر از طول عمر خورشید بوده ، بنابر این منظومه شمسی عمر کافی برای رسیدن به آن زمان را نخواهد داشت. قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین است. این اتفاق تصادفی باعث می‌شود تا هم ماه و هم خورشید به یک اندازه به نظر رسیده و در هنگام کسوف تمام سطح خورشید گرفته شود.

 

چرا ماه به روی زمین سقوط نمی‌کند؟

زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود می‌کشد. اگر انسان ماه را که در حقیقت بی وقفه به دور سیاره ما می‌چرخد، از گردش باز می‌داشت، ماه فقط برای مدت کوتاهی ثابت می‌ایستاد، آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین می‌شتافت و در نهایت با آن برخورد می‌کرد. البته این عمل میسر نیست. ماه از هماه زمانهای اولیه با سرعتی برابر 3659 کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده است. در اثر این حرکت گردشی ، یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج ایجاد می‌شود، که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد، است. این دو نیروی مخالف ، اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می‌کنند، به نحوی که ماه هموراه بر مدار خود باقی می‌ماند.

گودالها و دریاها

بیش از 3.5 میلیارد سال پیش ، سطح ماه به شدت توسط شهاب سنگها بمباران شد و گودالهای زیادی در سطح آن بوجود آمدند. وسعت بعضی از این گودالها به 300 کیلومتر (185 مایل) می‌رسد که توسط دیواره‌هایی از کوههای سنگی که بر اثر برخورد شهاب سنگها بوجود آمده اند، محصور شده اند. بعضی از گودالها ، دیوارهای تراس دار یا حلقه‌های کوهستانی هم مرکز داشته و در اکثر آنها قله‌هایی نیز وجود دارند. گودالهایی که رگه‌های بزرگ و درخشان توف نام دارند، بسیار تماشایی هستند. تعدادی از گودالهای بزرگتر از گذاره آتشفشانی پر شده و درباهایی در سطح ماه بوجود آورده‌اند.



گودال کوهستان
این گودال رگه دار که 84 کیلومتر (52 مایل)
قطر داشته و در جنوب غربی نیمه نزدیک ماه
قرار دارد ، "تیکو" نامیده می شود . تیکو دارای
دیوارهای بلند تراس دار و قله‌های مرکزی

 

هلال و بدر چگونه تشلیل می‌شود؟


خورشید خود می درخشد، ماه را از این رو می‌بینیم که خورشید به آن می‌تابد. اگر آن روی ماه که به سوی ماست، بطور کامل مورد تابش خورشید قرار گیرد، ما ماه را بصورت قرص کامل و به عبارت دیگر در حالت بدر مشاهده می‌کنیم. اگر نور خورشید فقط قسمتی از آن روی ماه را که بسوی ماست در بر گیرد، ما ماه را بر حسب میزان تابش نور بصورت هلال باریک نوری ، نیم قرص و یا به صورت یک گلوله تقریبا گرد نورانی می‌بینیم. این پدیده‌های نوری را فازها یا صورتهای مختلف ماه می‌نامند.

هنگامی که ماه در جهت تابش خورشید قرار گیرد، دیده نمی‌شود، زیرا در تابش شدید خورشید محو می‌گردد و علاوه بر این ، آن روی ماه که بسوی ماست مورد تابش واقع نمی‌گردد. این وضعیت را ماه نو می‌نامیم. اکنون ماه بر روی مدار خود به حرکت ادامه می‌دهد و پس از چند روز به طور محسوسی در سمت چپ و یا در شرق خورشید واقع می‌شود. در این وضعیت قسمت کوچکی از نیمه رو به زمین ماه ، تحت تابش نور خورشید قرار می‌گیرد. در این دوران ماه را در اوایل شب بصورت داس باریکی که البته روز به روز بر قطر هلال آن افزوده می‌شود، مشاهده می‌کنیم، زیرا در این وضع ماه بعد از خورشید غروب می‌کند.

تقریبا یک هفته پس از ماه نو ، از دید ناظر زمینی ، ماه دقیقا از پهلو مورد تابش نور خورشید واقع می‌شود. در این حالت انسان نیمی از ماه را تاریک و نیم دیگر را روشن می‌یابد؛ این وضعیت نیم ماه افزاینده یا ربع اول نامیده می‌شود. دوباره یک هفته بعد ، ماه از دید این ناظر ، دقیقا در مقابل خورشید قرار می‌گیرد. در این حالت ماه به صورت قرص کامل نورانی می‌شود ، که به آن بدر (یا در اصطلاح عامیانه ماه شب چهاردهم) می‌گویند.

از این حالت به بعد از قطر قسمت نورانی ماه کاسته می‌شود. تقریبا هفت روز پس از بدر ، دوباره نیم ماه دوم یا ربع آّخر حادث می‌شود. ماه در این حالت از دید ناظر زمینی اکنون در سمت راست یا در غرب خورشید قرار دارد و به عبارت دیگر قبل از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی پدیدار می‌شود، تا بالاخره دوباره به وضعیت ماه نو می‌رسد.

اهله ماه

همیشه 50 درصد سطح ماه در معرض نور خورشید قرار دارد. میزان ناحیه روشن ماه ، به موقعیت ماه نسبت به زمین و خورشید بستگی دارد. اندازه ناحیه قابل رویت ، از کاملا تاریک تا ماه کامل متغیر است. این دوره کامل هشت مرحله دارد که اهله ماه نامیده می‌شوند. چرخه اهله ماه ، هر 29.53 روز کامل می‌شود.


 

خسوف و کسوف

گرفتگی زمانی رخ می‌دهد که یک جرم آسمانی بطور موقت در مسیر نور یک جرم آسمانی دیگر قرار گیرد. در طول سال ، 2 یا 3 خسوف (ماه گرفتگی) رخ می‌دهند، آن هم وقتی که زمین بین ماه کامل و خورشید قرار گرفته و بر سطح ماه سایه افکند. یک یا دو کسوف (خورشید گرفتگی) نیز در طول سال رخ می‌دهند. کسوف بر اثر قرار گرفتن ماه بین زمین و خورشید به زمین بوجود می‌آید. هنگام کسوف ، حدود 161 کیلومتر (100 مایل) از زمین در تاریکی قرار می‌گیرد. نقش سایه خورشید گرفتگی فقط زمانی قابل رویت است که سایه ماه روی مکانی که بیننده در آن قرار دارد بیفتد. ماه گرفتگی در هر قسمتی از زمین که روبروی ماه قرار گرفته باشد قابل رویت است.

 

     منبع : daneshnameh.roshd.ir

نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 14:11 توسط | |

ستارگان در فصول مختلف سال

مقدمه

اگر در شب پر ستاره در فضای آزاد قرار بگیرید متوجه خواهید شد که ستارگان تغییر مکان می‌دهند. اگر به مدت چند دققه به ستاره یا گروه ستارگان خاصی از نزدیک ستون یا ساختمان بلندی نگاه کنید متوجه این حرکت خواهید شد. در طی مشاهده‌ای طولانی‌تر متوجه خواهید شد که برخی از ستارگان مثل خورشید و ماه ظاهرا در شرق طلوع کرده و به تدریج در آسمان بالا می‌آیند و پس از طی پهنه آسمان در افق غربی غروب می‌کنند.

اگر در نیمکره شمالی به دقت بسوی شمال و در نیمکره جنوبی بسوی جنوب نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که بعضی از ستارگان غروب یا طلوع نمی‌کنند، بلکه در طول تمام شب آسمان را دور می‌زنند. اینها را ستارگان "گرد قطبی" می‌نامند، زیرا ظاهرا حول دو محور موسوم به قطبهای سماوی شمال و جنوب در آسمان گردش می‌کنند. اینکه چه ستارگانی (ستارگان گرد قطبی) در تمام طول شب قابل رؤیت هستند به محل رصد بستگی دارد، برای مثال با نگاه به آسمان از آمریمای شمالی یا اروپا خواهیم دید که صورت فلکی دب اکبر ، آسمان شمالی را بطور پیوسته دور می‌زند و هرگز پایینتر از افق قرار نمی‌گیرد؛ بنابراین صورت فلکی مزبور از نوع گرد قطبی است.

 

مشاهده باز هم بیشتر نشان می‌دهد که همه ستارگان حول محورهای نامرئی گردش می‌کنند. ارتفاع یا فرازی که این محروهای نامرئی در آن قرار دارند به موقعیت ناظر در سطح زمین بستگی دارد. مثلا در مورد فردی که از نیویورک رصد می‌کند، محور نامرئی (قطب سماوی شمالی) تقریبا در نقطه وسط فاصله بین افق شمالی و بالای سر او قرار می‌گیرد. پیدا کردن این محور نامرئی در نیمکره شمالی نسبتا آسان است، زیرا خوشبختانه ستاره قطبی (ستاره جدی) خیلی نزدیک به آن قرار دارد.

البته هنگام شب وقتی به آسمان خیره می‌شوید باید بخاطر داشته باشید که: در این کره هر ستاره نیست که گردش می‌کند، بلکه بخاطر یک بار چرخش زمین حول محورش در هر 24 ساعت ، چنین به نظر می‌رسد که گویی در این مدت ستاره یک بار گردش کرده است.

صرف نظر از اینها ، رصد در طی دو شب متوالی نشان می‌دهد هر ستاره 4 دقیقه زودتر از شب قبل از طلوع می‌کند. با نظاره کردن مداوم ستارگان طی هفته‌ها و ماهها آشکار می‌شود که تمام کره هر ستاره ظاهرا بطور کامل آسمان را دور می‌زند. این تغییر مکان تدریجی از آنچه که طی 24 ساعت ملاحظه می‌کنیم کاملا متمایز است و به این دلیل رخ می‌دهد که زمین نه فقط حول محور خود بلکه در طی یک سال به دور خورشید نیز گردش می‌کند. این امر دلیل تغییرات فصلی صورتهای فلکی است. با رجوع به نقشه‌های آسمان می‌بینیم که در یک زمان معین صورتهای فلکی مربوط به شمال ، جنوب ، شرق و یا غرب در هر یک از فصلهای سال متفاوت هستند.

 

صورتهای فلکی

ستارگان در آسمان شب بصورت نقشها یا گروههایی دیده می‌شوند که صورتهای فلکی نام دارند. هیچ کس نمی‌داند چه شخصی برای اولن بار نقشهای ستاره‌ای را برای تشکیل صورتهای فلکی تنظیم کرد. مواردی را که می‌دانیم به 4000 سال قبل ، یعنی به دوران بابلیان مربوط می‌شود. حدود 280 سال قبل از میلاد ، یک شاعر یونانی به نام آراتوس سولی درباره صورتهای فلکی اشعاری سروده است و این اشعار قدیمیترین توصیف موجود از آنهاست. نخستین تصاویر صورتهای فلکی نیز روی مجسمه‌ای رومی حک شده است که به "کرخ آتلانت فارنس" مشهور است و اکنون در موزه‌ای در ناپل نگهداری می‌شود. مجسمه نشان می‌دهد که اطلس (شخصیت اسطوره‌ای) به سطح کره‌ای که بر بالای سر اوست که در آن زمان یونانیها می‌شناختند، نقش بسته است. پنج صورت فلکی دیگر در اثر تحولات زمان از آن محو شده است.

چینیها و مصریان باستان نیز برای صورتهای فلکی و همچنینی برای ستارگان درخشان منفرد مثل شعرای یمانی ، تصاویری داشتند. تصاویر مصریان روی جهان نمای مسطح "دندرا" که اکنون در موزه پاریس قرار دارد، ثبت شده است. تصاویر چینیها و مصریها با تصاویر یونانیها کاملا فرق دارد. فقط معدودی از تصاویر مصریها قابل تشخیص هستند، زیرا بعدها هنرمندان مصری در نمونه سازی از تصاویر خیلی قدیمی که الآن موجود نیستند، دچار اشتباه شده‌اند.

صورتهای فلکی راهنما (قراول)

انسانهایی که در نیمکره شمالی زندگی می‌کنند، نسبت به آنها که در نیمکره جنوبی هستند خوش شانس‌ترند، زیرا صورتهای فلکی بسیاری در آسمان نیمکره شمالی وجود دارند که اشکال کاملا متمایزی داشته و باز شناخت آنها آسان است. وقتی این صورتهای فلکی قابل تشخیص شدند محل صورتهای فلکی دیگر نزدیک به آنها نیز وضوح کمتری دارند، به آسانی کشف می‌گردد.

شاخص‌ترین صورت فلکی آسمان شمالی ، دب اکبر (خرس بزرگ) نام دارد. تمشاگران اولیه آسمان تصورات روشن و زنده‌ای داشتند و به همه صورتهای فلکی ، از جمله صورتهای فلکی منطقة البروج اسامی حیوانات ، اشیای مشهور و یا اسامی شخصیتهای اسطوره‌ای را داده بودند. در واقع ، صورت فلکی خرس بزرگ جز دم آن ، زیاد شبیه به خرس نیست.

نحوه یافتن دب اکبر

برای یافتن این صورت فلکی ابتدا جای آن را در نقشه ستارگان پیدا کنید و سپس در یک شب بدون مهتاب و با هوای صاف آن را در آسمان جستجو کنید. ابتدا بگذارید چشمانتان به تاریکی عادت کند. این کار سه یا چهار دقیقه طول می‌کشد. رو به شمال بایستید و با توجه به آن وقت شب از سال به دقت هفت ستاره‌ای را که آن صورت فلکی از آنها تشکیل شده است، جستجو کنید. در پاییز ، در اوایل شب ، دب اکبر در پایین افق قرار می‌گیرد و مثل دیگ بزرگی به نظر می‌رسد که دارای دسته‌ای خمیده است. ولی در بهار این صورت فلکی در بالای سر بهصورت وارونه قرار می‌گیرد و تشخیص شکل آن تا اندازه‌ای دشوار می‌شود. در واقع دیگر این صورت فلکی بصورت کج قرار می‌گیرد.

در این صورت فلکی دو ستاره که نسبت به دسته "دیگ" از بقیه دورترند "قراولان" نامیده می‌شوند، زیرا اگر خط واصل بین آنها را تا پنج برابر امتداد دهیم به ستاره قطبی (جدی) خواهیم رسید. هرگاه توانستید صورت فلکی دب اکبر را تشخیص دهید و از حرکتهای فصلی آن آگاه شوید، آنگاه خواهید توانست در شب جهت شمال را به درستی تعیین کنید. ولی بخاطر داشته باشید که در داخل و یا حومه شهرها ، نور چراغها و هوای دود آلود ، مانع دیدن ستارگان کم نور می‌شود و فقط رؤیت ستارگانی ممکن می‌گردد که صورتهای فلکی پرنورتری را تشکیل می‌دهند.

ستارگان دب اکبر                                  

با شروع از صورت فلکی دب اکبر همراه با استفاده از نقشه ستارگان ، جای صورتهای فلکی دیگر را تشخیص داد. در آسمان شبهای زمستان با ایستادن رو به جنوب ، صورت فلکی جبار (شکارچی) یکی از صورتهای فلکی است که محل آن را می‌توان به آسانترین وجه پیدا کرد. سه ستاره‌ای که "بند شمشیر جبار" را تشکیل می‌دهند در جهت شرق و رو به پایین ، به سمت ستاره شعرای یمانی که درخشانترین ستاره در آسمان است، قراول رفته‌اند.

رصد صورتهای فلکی

جبار (شکارچی) ، صورت فلکی بسیار جالبی است که پر از اجرام قابل رؤیت با چشم غیر مسلح است. ستاره یدالجوزا که "شانه راست جبار" را تشکیل می‌دهد، یک ستاره سرخ بسیار شاخص از نوع ستارگانی است که به "غول سرخ" مشهورند. این ستاره از لحاظ درخشندگی در آسمان در مرتبه دوزادهم قرار دارد. اندازه آن خیلی بزرگتر از خورشید است. قطر این ستاره سه برابر قطر خورشید است. همچنین یدالجوزا ستاره متغیری است و درخشندگی آن بین قدرهای 0.3 و 1.1 تغییر می‌کند. ستاره درخشان دیگری که همان رنگ رخ یدالجوزا را دارد، الدبران است که در صورت فلکی مجاور یعنی ثور قرار دارد.

ستاره رجل الجوزا بر عکس یدالجوزا و الدبران ستاره‌ای بسیار داغ و با رنگ سفید مایل به آبی است یکی از گوهرهای واقعی آسمان ، سحابی بزرگ است، که در صورت فلکی جبار و درست در زیر سه تاره واقع در کمربند آن قرار دارد. با چشم غیر مسلح این سحابی مانند یک لکه غبار تیره‌ای دیده می‌شود، ولی از میان دوربین بطور واضح و بصورت ابر سبز رنگی قابل رؤیت است. این سحابی جزء کهکشان راه شیری است و منطقه‌ای است که ستارگان جدید در آن تولد می‌یابند.

جرم دیگری که با چشم غیر مسلح که بصورت لک غبار تیره دیده می‌شود و در صورت فلکی امراة المسلسه قرار دارد. این جرم یکی از نزدیکترین کهکشانها به کهکشان راه شیری است و بیش از دو میلیون سال نوری با ما فاصله دارد. وقتی در فضای آزاد به این اجرام نگاه کنید به زودی در خواهید یافت که با اندکی خیره شدن به یک طرف آنها رؤیت بهتری ممکن می‌گردد. علت آن است که کناره‌های مردمک چشم در مقایسه با وسط آن ، نسبت به نور ضعیف حساسترند.

اسامی ستارگان

بیشتر ستارگان نیز مانند صورتهای فلکی نامگذاری شده‌اند. اکثر این نامگذاریها توسط یونانیها و اعراب انجام شده است. گر چه ستاره شناسان هنوز هم از این اسامی استفاده می‌کنند، ولی در عمل ترجیح می‌دهند از یک روش علمی که در سال 1603 توسط یوهان بایر (1625-1572) ستاره شناس آلمانی ابداع شد، استفاده کنند. بایر ستارگان هر صورت فلکی را با شروع از درخشانترین آنها ، با حروف یونانی: α (آلفا) ، β (بتا) ، γ (گاما) و غیره نامگذاری کرد. در این روش شعرای یمانی ، آلفای دب اکبر ، یدالجوز ، آلفای جبار و ستاره رجل ، بتای جبار تلقی می‌شود. البته الفبای زبان یونانی محدود است و برای ستارگان زیادی که کشف شده ، ستاره شناسان روشهای دیگری را برای نامگذاری ابداع کرده‌اند

 

ستاره قطبی
 
 
 
منبع :daneshnameh.roshd.ir
 
 
 
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 13:58 توسط | |

 ایزاک نیوتن نظریه جاذبه را در سال 1689 نوشت، و معادلات او تا همین امروز برای پرتاب کاوشگرها به کرانه های دوردست منظومه شمسی به کار گرفته می شود. پس درک ما از جاذبه ممکن است دچار چه اشکالی باشد؟

نیوتن
ایزاک نیوتن

نظریه نیوتن اشکالاتی دارد. این نظریه مدار عطارد، نزدیک ترین سیاره به خورشید، را درست توضیح نمی دهد و همانطور که نیوتن به خوبی می دانست این نظریه چیزی درباره اینکه  نیروی جاذبه چیست به ما نمی گوید. 200 سال طول کشید تا نابغه دیگری به نام آلبرت اینشتین با نظریه ای عمیق تر ظاهر شود. نظریه نسبیت عام اینشتین نیروهایی که ما به صورت قوه جاذبه می بینیم را ناشی از انحنای فضا و زمان (یا دقیقتر بگوییم "فضا-زمان") در اثر اجرام سنگین مانند زمین و خورشید می داند. (یعنی مفهوم نیرو را از گرانش حذف کرد.)

انیشتننوشته شده توسط:محمد مهدی رمضانی


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 20:4 توسط | |

فضا از کهکشانها ، منظومه‌ها ، ستارگان ، سيارات و بسياري اجرام آسماني ديگر انباشته شده است. عجايب و عظمت آنها به مراتب از تمامي ديگر پديده‌هاي آفرينش بيشتر است. کهکشانها و ستارگان و بطور کلي پديده‌هاي آسماني انبوهي که عجيب و غريب مي‌نمايد وجود دارند، که پاره‌اي از آنها بوسيله دانشمندان شناسايي شده‌اند. مانند: کوتوله‌هاي سفيد ، ستارگان نوتروني ، ستارگان هيپروني ، کوازارها و دنباله دارها و سياه چاله‌ها و ... .
کهکشانها
در فضاي قابل رويت براي ماده ميلياردها کهکشان جداگانه وجود دارد که بزرگترين آنها نظير راه شيري و نزديکترين کهکشان به نام اندروميدا يا به قول عبدالرحمن صوفي امراة المسلسله که فاصله آن از ما تقريبا 1.5 ميليون سال نوري و قطر زاويه‌اي ان 3.5 درجه و قطر خطي‌اش در حدود 100 هزار سال نوري است و داراي تقريبا يکصد ميليارد ستاره است. هر کهکشان مجموعه‌اي از ميلياردها ستاره است که بعضي از آنها از خورشيد بزرگتر و بعضي ديگر
بطور قابل توجهي کوچکتر.
سحابيها
در جهان علاوه بر ستاره‌ها مقادير زيادي گرد و غبار و گاز وجود دارد که ما بين کهکشانها پراکنده گرديده است. يعني چگالي گاز در فضاي بين کهکشانها فقط برابر 20 اتم در هر اينچ مکعب است. سحابيها به علت نور ستارگان مجاور خود قابل رويت هستند. به کمک تلسکوپ به ساختمان و ويژگي آنها مي‌توان پي برد. بعضي از سحابيها نيز تاريک بوده و مانع عبور نور ستارگاني که در پشت آنها قرار دارند مي‌گردند.
سيارات
اجرام تقريبا کروي ، جامد و بزرگي هستند که به دور خورشيد مي‌گردند. بزرگترين آنها به نام مشتري است که جرمي معادل يک هزارم جرم خورشيد را دارد. تا به حال سيستم سياره‌اي نظير آن چه به خورشيد مربوط است، کشف نگرديده است. سيارات اجرام سماوي نسبتا سرد بوده و انعکاس نور خورشيد باعث مرئي شدن آنها مي‌گردد.
تشخيص سيارات از ستارگان در آسمان شب:
1.سيارات با نور ناپايدار مي‌درخشند، ولي نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنايي به سرعت تغيير مي‌کند.
2.سيارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغيير مي‌کند، ولي ستارگان نسبت به هم دارا ي مکانهاي تقريبا ثابتي هستند.
3.سيارات هنگام رصد با تلسکوپها بصورت قرص نوراني بزرگ ديده مي‌شود، در صورتي که ستارگان بصورت نقاط روشن به نظر مي‌رسند.
4.سيارات را مي‌توان در نواحي باريکي از آسمان مشاهده کرد، ولي ستارگان را مي‌توان در هر قسمتي از آسمان يافت.


 نویسنده:محمد مهدی رمضانی

ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 19:58 توسط | |

دید کلی

نیلز بور (1962 - 1885) ، از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم ، در مورد چیزی که بنیان گذارده است، جمله‌ای دارد به این مضمون که اگر کسی بگوید فیزیک کوانتوم را فهمیده ، پس چیزی نفهمیده است.



تصویر




تقسیم ماده

از یک رشته‌ی دراز ماکارونی پخته شروع می‌کنیم. اگر این رشته‌ی ماکارونی را نصف کنیم، بعد نصف آن را هم نصف کنیم، بعد نصف نصف آن را هم نصف کنیم و ... شاید آخر سر به چیزی برسیم، البته اگر چیزی بماند! که به آن مولکولل ماکارونی می‌توان گفت؛ یعنی کوچکترین جزئی که هنوز ماکارونی است. حال اگر تقسیم کردن را باز هم ادامه بدهیم، حاصل کار خواص ماکارونی را نخواهد داشت، بلکه ممکن است در اثر ادامه‌ تقسیم ، به مولکولهای کربن یا هیدروژن یا ... بر بخوریم.

این وسط ، چیزی که به درد ما می‌خورد (یعنی به درد نفهمیدن کوانتوم!) این است که دست آخر ، به اجزای گسسته‌ای به نام مولکول یا اتم می‌رسیم. این پرسش از ساختار ماده که آجرک ساختمانی ماده چیست؟ ، پرسشی قدیمی و البته بنیادی است. ما به آن ، به کمک فیزیک کلاسیک ، چنین پاسخ گفته‌ایم: ساختار ماده ، ذره ای و گسسته است؛ این یعنی نظریه مولکولی.

تقسیم انرژی

ایده‌ی تقیسم کردن را در مورد چیزهای عجیبتری بکار ببریم، یا فکر کنیم که می‌توان بکار برد یا نه. مثلا در مورد صدا. البته منظورم این نیست که داخل یک قوطی جیغ بکشیم و در آن را ببندیم و سعی کنیم جیغ خود را نصف ـ نصف بیرون بدهیم. صوت یک موج مکانیکی است که می‌تواند در جامدات ، مایعات و گازها منتشر شود. چشمه‌های صوت معمولا سیستمهای مرتعش هستند. ساده ترین این سیستمها ، تار مرتعش است که در حنجره‌ انسان هم از آن استفاده شده است. براحتی و بر اساس مکانیک کلاسیک می‌توان نشان داد که بسیاری از کمیتهای مربوط به یک تار کشیده‌ مرتعش ، از جمله فرکانس ، انرژی ، توان و ... گسسته (کوانتیده) هستند.

گسسته بودن در مکانیک موجی پدیده‌ای آشنا و طبیعی است. امواج صوتی هم مثال دیگری از کمّیتهای گسسته (کوانتیده) در فیزیک کلاسیک هستند. مفهوم موج در مکانیک کوانتومی و فیزیک مدرن جایگاه بسیار ویژه و مهمی دارد و یکی از مفاهیم کلیدی در مکانیک کوانتوم است. پس گسسته بودن یک مفهوم کوانتومی نیست. این تصور که فیزیک کوانتومی مساوی است با گسسته شدن کمّیتهای فیزیکی ، همه‌ مفهوم کوانتوم را در بر ندارد؛ کمّیتهای گسسته در فیزیک کلاسیک هم وجود دارند. بنابراین ، هنوز با ایده‌ تقسیم کردن و سعی برای تقسیم کردن چیزها می‌توانیم لذت ببریم!



تصویر




مولکول نور

فرض کنید بجای رشته‌ی ماکارونی ، بخواهیم یک باریکه‌ نور را بطور مداوم تقسیم کنیم. آیا فکر می‌کنید که دست آخر به چیزی مثل «مولکول نور» (یا آنچه امروز فوتون می‌نامیم) برسیم؟ چشمه‌های نور معمولاً از جنس ماده هستند. یعنی تقریباً همه‌ نورهایی که دور و بر ما هستند از ماده تابش می‌کنند. ماده هم که ساختار ذره‌ای ـ اتمی دارد. بنابراین ، باید ببینیم اتمها چگونه تابش می‌کنند یا می‌توانند تابش کنند؟

تابش الکترون

در سال 1911، رادرفورد (947-1871) نشان داد که اتمها ، مثل میوه‌ها ، دارای هسته‌ مرکزی هستند. هسته بار مثبت دارد و الکترونها به دور هسته می‌چرخند. اما الکترونهای در حال چرخش ، شتاب دارند و بر مبنای اصول الکترومغناطیس ، «ذره‌ بادارِ شتابدار باید تابش کند» و در نتیجه انرژی از دست بدهد و در یک مدار مارپیچی به سمت هسته سقوط کند. این سرنوشتی بود که مکانیک کلاسیک برای تمام الکترونها پیش ‌بینی می‌کند. طیف تابشی اتمها ، بر خلاف فرضیات فیزیک کلاسیک گسسته است. به عبارت دیگر ، نوارهایی روشن و تاریک در طیف تابشی دیده می‌شوند.

اگر الکترونها به این توصیه عمل می‌کردند، همه‌‌ مواد (از جمله ما انسانها) باید از خود اشعه تابش می‌کردند (و همانطور که می‌دانید اشعه برای سلامتی بسیار خطرناک است)، ولی می‌بینیم از تابشی که باید با حرکت مارپیچی الکترون به دور هسته حاصل شود اثری نیست و طیف نوری تابش ‌شده از اتمها بجای اینکه در اثر حرکت مارپیچی و سقوط الکترون پیوسته باشد، یک طیف خطی گسسته است؛ مثل برچسبهای رمزینه‌ای (barcode) که روی اجناس فروشگاهها می‌زنند.

یعنی یک اتم خاص ، نه تنها در اثر تابش فرو نمی‌ریزد، بلکه نوری هم که از خود تابش می‌کند، رنگهای یا فرکانسهای گسسته و معینی دارد. گسسته بودن طیف تابشی اتمها از جمله علامت سؤالهای ناجور در مقابل فیزیک کلاسیک و فیزیکدانان دهه‌‌ی 1890 بود.

فاجعه‌ فرابنفش

ماکسول (1879-1831) نور را به صورت یک موج الکترومغناطیس در نظر گرفته بود. از اینرو ، همه فکر می‌کردند نور یک پدیده‌ موجی است و ایده‌ «مولکول نور» ، در اواخر قرن نوزدهم ، یک لطیفه‌ اینترنتی یا SMS کاملاً بامزه و خلاقانه محسوب می‌شد. به هر حال ، دست سرنوشت یک علامت سؤال ناجور هم برای ماهیت موجی نور در آستین داشت که به «فاجعه‌ فرابنفش» مشهور شد. یک محفظه‌ی بسته و تخلیه ‌شده را که روزنه‌ کوچکی در دیواره‌ آن وجود دارد، در کوره‌ای با دمای یکنواخت قرار دهید و آنقدر صبر کنید تا آنکه تمام اجزاء به دمای یکسان (تعادل گرمایی) برسند. در دمای به اندازه‌ کافی بالا ، نور مرئی از روزنه‌ محفظه خارج می‌شود (مثل سرخ و سفید شدن آهن گداخته در آتش آهنگری).


تصویر

جسم سیاه

نمودار انرژی تابشی در واحد حجم محفظه ، برحسب رابطه رایلی- جینز در فیزیک کلاسیک و رابطه پیشنهادی پلانک در تعادل گرمایی ، این محفظه دارای انرژی تابشی‌ است که آن را در تعادل تابشی ـ گرمایی با دیواره‌ها نگه می‌دارد. به چنین محفظه‌ای «جسم سیاه» می‌گوییم. یعنی اگر روزنه به اندازه‌ی کافی کوچک باشد و پرتو نوری وارد محفظه شود، گیر می‌افتد و نمی‌تواند بیرون بیاید. فرض کنید میزان انرژی تابشی در واحد حجمِ محفظه (یا چگالی انرژی تابشی) در هر لحظه U باشد.

چه کسری از این انرژی تابشی که به شکل امواج نوری است، طول موجی بین 546 (طول موج نور زرد) تا 578 نانومتر (طول موج نور سبز) دارند؟ جواب فیزیک کلاسیک به این سؤال برای بعضی از طول موجها بسیار بزرگ است! یعنی در یک محفظه‌ی روزنه دار که حتماً انرژی محدودی وجود دارد، مقدار انرژی در برخی طول موجها به سمت بی نهایت می‌رود. این حالت برای طول موجهای فرابنفش شدیدتر هم می‌شود.

رفتار موجی ـ ذره‌ای

در سال 1901 ماکس پلانک (Max Planck: 1947-1858) اولین گام را بسوی مولکول نور برداشت و با استفاده از ایده‌ تقسیم نور ، جواب جانانه‌ای به این سؤال داد. او فرض کرد که انرژی تابشی در هر بسامد v به صورت مضرب صحیحی از hv است، که در آن h یک ثابت طبیعی (معروف به «ثابت پلانک») است. یعنی فرض کرد که انرژی تابشی در بسامد v از «بسته‌های کوچکی با انرژی hv» تشکیل شده است. یعنی اینکه انرژی نورانی ، «گسسته» و «بسته ـ بسته» است.

البته گسسته بودن انرژی به‌تنهایی در فیزیک کلاسیک حرفِ ناجوری نبود، بلکه آنچه گیج‌ کننده بود و آشفتگی را بیشتر می‌کرد، ماهیت «موجی ـ ذره‌ای» نور بود. این تصور که چیزی (مثلاً همین نور) هم بتواند رفتاری مثل رفتار «موج» داشته باشد و هم رفتاری مثل «ذره» ، به طرز تفکر جدیدی در علم محتاج بود.
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 19:54 توسط | |

سیاه چاله ها

آیا مدرکی بر وجود سیاه چاله ها ارائه شده است ؟

بله شما مستقیما نمی توانید سیاه چاله ها را ببینید به این دلیل که نوری از افق رویداد نخواهد گذشت واین به این معنی است که ما باید دنبال مدرک غیر مستقیم باشیم

فرض کنید شما منطقه ای از فضا را پیدا کرده اید که احتمال می دهید در آنجا سیاه چاله ای حضور داشته باشد چطور می توانید چک کنید که حدس شما در مورد وجود یا وجود نداشتن آن درست بوده است یا نه ؟ اولین چیزی که شاید به


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 11:21 توسط | |


خورشيد گرفتگي قابل رويت در ايران/ جمعه 11 مرداد



۳۱ تیر ماه ۱۳۸۷    ساعت : ۱۵ , ۲۳
خبرگزاري انتخاب :
شوراي مركز تقويم دانشگاه تهران وابسته به موسسه ژئو فيزيك در اطلاعيه اي از وقوع خورشيد گرفتگي كلي قابل رويت در كشور در جمعه 11 مرداد امسال خبر داد .

به گزارش خبرنگار ما از موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران اين خورشيد گرفتگي در بخش كوچكي از شمال كانادا و جزاير شمالي آن ، شمال گرينلند ، شمال و نواحي مركزي روسيه ، غرب مغولستان و نواحي مركزي چين به صورت كلي ديده مي شود .

اين خورشيد گرفتگي در شمال كانادا ، اروپا به جز بخشي از جنوب آن و آسيا به جز بخش كوچكي از جنوب غرب و شرق آن به صورت جزئي ديده مي شود .

در شهر تهران گرفتگي در ساعت 14 و 34 دقيقه آغاز مي شود و در ساعت 15 و 33 دقيقه به حداكثر مي رسد كه در اين حالت ماه 25 درصد از سطح قرص خورشيد را مي پوشاند .

اين گرفتگي در ساعت 16 و 28 دقيقه در تهران خاتمه مي يابد .

مقايسه زمان و ميزان خورشيد گرفتگي قابل رويت در 30 مركز استان نشان مي دهد حداقل ميزان پوشيدگي خورشيد در بوشهر با 12 درصد و حداكثر اين ميزان در مشهد با 40 درصد گرفتگي است .

خورشيد گرفتگي در مناطق شمال شرقي ايران در مقايسه با ديگر مناطق كشور طولاني تر است و بخش وسيع تري از قرص خورشيد پوشيده مي شود .

توجه به اين نكته لازم است كه مشاهده مستمر خورشيد گرفتگي به بينايي آسيب مي رساند و براي اين كار استفاده از صافي هاي مناسب ضروري است .

 

سفر پژوهشگران ایرانی به التای روسیه برای رصد پدیده خورشید گرفتگی



۳ مرداد ماه ۱۳۸۷    ساعت : ۴۱ , ۱۵
خبرگزاري انتخاب :
دانشمندان و پژوهشگران شش کشور از جمله ايران به منظور رصد پديده خورشيد گرفتگي به منطقه التاي روسيه سفر کرده اند .

بر اساس این گزارش به نقل از خبرگزاري ايتارتاس از گورنو التاسک؛ دانشمندان و محققان مختلف از شش کشور جهان براي رصد پديده خورشيد گرفتگي کامل که در روز اول اوت در منطقه التاي روسيه روي مي دهد ، وارد اين منطقه شده اند .

دانشمندان براي رصد اين پديده نادر خورشيدي از زمين تنها دو دقيقه و پانزده ثانيه فرصت دارند .

رئيس ازمايشگاه فضايي انستيتو فيزيک لبدوف که سازماندهي اين تحقيقات علمي را بر عهده دارداعلام کرد هم اکنون دانشمندان سرگرم نصب تجهيزات خود در مجاورت منطقه بيسک واقع در نود کيلومتري التاي هستند .

وي افزود سپس دانشمندان اطلاعات خود را در خصوص اين پديده نجومي ،‌ در کنفرانسي که طي روزهاي چهارم تا ششم اوت برگزار مي شود ارائه خواهند کرد .

گفتني است پنجاه دانشمند و پژوهشگر از کشورهاي فرانسه ايران بلغارستان يونان لهستان و روسيه در اين بررسي علمي شرکت دارند .

 

خورشيد روز جمعه مي‌گيرد
 
در شهر تهران گرفتگي در ساعت 14 و 34 دقيقه آغاز مي‌شود و در ساعت 15 و 33 دقيقه به حداکثر مي‌رسد.

شوراي مرکز تقويم دانشگاه تهران وابسته به موسسه ژئوفيزيک اعلام کرد: در روز جمعه 11 مرداد 1387 خورشيدگرفتگي رخ خواهد داد.

به گزارش مهر، اين گرفتگي در بخش کوچکي از شمال کانادا و جزاير شمالي آن، شمال گرينلند، شمال و نواحي مرکزي روسيه، غرب مغولستان، نواحي مرکزي چين به صورت کلي ديده مي‌شود.

اين گرفتگي در شمال کانادا، اروپا جز بخشي از جنوب آن و آسيا جز بخش کوچکي از جنوب غرب و شرق آن به صورت جزئي ديده مي‌شود.

در شهر تهران گرفتگي در ساعت 14 و 34 دقيقه آغاز مي‌شود و در ساعت 15 و 33 دقيقه به حداکثر مي‌رسد که در اين حالت ماه 25 درصد از سطح قرص خورشيد را مي‌پوشاند. اين گرفتگي درساعت 16 و 28 دقيقه در تهران خاتمه مي‌يابد.

مشخصات خورشيد گرفتگي براي تمامي مراکز استانها به شرح زيراست:

 

مرکز استان

شروع گرفتگي

حداکثر گرفتگي

پايان گرفتگي

حداکثر پوشيدگي (درصد)

اراک

14:39

15:34

16:26

20

اردبيل

14:24

15:24

16:20

25

اروميه

14:25

15:21

16:14

19

اصفهان

14:44

15:40

16:31

20

اهواز

14:49

15:39

16:26

13

ايلام

14:40

15:32

16:19

14

بوشهر

14:58

15:46

16:31

12

بجنورد

14:32

15:35

16:33

39

بندر عباس

15:04

15:55

16:42

18

بيرجند

14:46

15:46

16:41

33

تبريز

14:24

15:22

16:16

22

تهران

14:34

15:33

16:28

25

خرم آباد

14:41

15:34

16:24

16

رشت

14:28

15:28

16:23

25

زاهدان

14:56

15:54

16:46

29

زنجان

14:29

15:28

16:22

22

ساري

14:32

15:33

16:29

30

سمنان

14:35

15:35

16:31

28

سنندج

14:34

15:29

16:20

18

شهرکرد

14:45

15:39

16:30

18

شيراز

14:55

15:47

16:34

16

قزوين

14:31

15:30

16:25

24

قم

14:37

15:35

16:28

22

کرمان

14:53

15:49

16:41

24

کرمانشاه

14:38

15:31

16:21

16

گرگان

14:32

15:34

16:31

32

مشهد

14:36

15:39

16:37

40

همدان

14:36

15:32

16:23

19

ياسوج

14:52

15:44

16:32

16

يزد

14:47

15:44

16:36

23


خورشيد گرفتگي در مناطق شمال شرقي ايران نسبت به ديگر مناطق کشور طولاني‌تر است و بخش وسيع‌تري از قرص خورشيد پوشيده مي‌شود. توجه به اين نکته لازم است که مشاهده مستمر خورشيد گرفتگي به بينايي آسيب مي‌رساند و براي اين کار، استفاده از صافي‌هاي مناسب ضروري است.

 

نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت 13:11 توسط | |

 آپولو                               Apollo                                                                     

نام برنامه ای از تحقیقات فضایی ایالات متحده ی امریکا که هدف ان فرود اوردن انسان بر سطح ماه بود.

سفینه هایی که مورد استفاده قرار گرفت به همین نام موسوم بود.آپولو11 نیل آرمسترانگ و ادوین الدرین را در 20 ژوئیه ی 1969 بر سطح ماه فرود آورد.

ابر اورت                                                                                         Oort cloud

ابری متشکل از هسته های ستاره های دنباله دار بی شمار که منظومه ی شمسی را تا فاصله ی یک سال نوری احاطه کرده است.هرگز به طور مستقیم مشاهده نشده است ولی قرائن مختلفی دال بر وجود آن است.

منشا ستاره های دنباله دار از ابر اورت است.

 

ابر نواختر                                                                                      Super nova

ستاره ای که روشنی اش به ناگاه تا یک میلیون برابر افزایش پیدا میکند.شبیه به نو اختر است ولی افزایش روشنی آن بسی بیشتر است و هرگز کاملا به روشنی اولیه اش باز نمی گردد.

ابرهای ماژلان                                                                     clouds Magellanic

 

این ها ابر نیستند بلکه کهکشان اند.دو کهکشان نسبتا نزدیک که در نیمکره ی جنوبی دیده میشوند؛شکل آنها نا منتظم است و نام انها از ماژلان سیاح پرتغالی که برای نخستین بار شرحی برای آنها نوشت گرفته شده است.

اثر دوپلر                                                                      Doppler effect            

تغیر فرکانس نور در اثر حرکت نسبی ناظرو چشمه ی نور. 

اثر زیمان                                 Zeemann effect                                               

 

تغیر طول موج نور گسیل شده از یک چشمه ی نور وقتی که آن چشمه در یک میدان مغناطیسی قرار داشته باشد.

اختر نما(یا کوازار)                     Quasar                                                          

نام متداول اجرام شبه ستاره ای.اختر نماها اجرام فوق العاده درخشانی(درخشانترین اجرام شناخته شده) هستند  به فواصل بسیار زیاد(دورترین اجرام شناخته شده)که مقدار عظیمی انرژی تولید میکنند.سرشت واقعی اخترنماها هنوز تحت بررسی ومطالعه است.

اختفا                Occultation                                                                          

پنهان شدن یک ستاره یا یک سیاره در پشت ماه.اصطلاح"اختفا"به هر موردی نیزاطلاق میشودکه جرم نجومی بزرگی میان جرم کوچک وناظر حایل شود.

اختلاف منظر                  Parallax                                                                  

جابجا شدن ظاهری یک شئ نسبت به زمینه اش که معلول جابجا شدن ناظر باشد.

اختلاف منظر خورشید مرکزی                              Heliocentric parallax         

حرکت ظاهری ستاره های نزدیک نسبت به زمینه ی ستاره های دور دست.این حرکت ظاهری در واقع معلول حرکت انتقالی زمین به دور خورشید است.

 

ارتفاع                                 Altitude                                                          

فاصله ی زاویه ای یک جسم ازافق در امتداد یک دایره ی قائم.                                                                                  

 

افق رویداد                                Event horizon                                                      

مرز یک سیاه چاله.در یک سیاه چاله ی غیر دوار افق رویداد(سطحی)کروی است که شعاع آن برابر با شعاع شوارتز شیلد سیاه چاله است.این سطح حدی را مشخص میکند که در آن سرعت گریز یک جرم برابر با سرعت نور میشود و در نتیجه هیچ اطلاعاتی از آن نمیتواند به بیرون برسد.

انتقال به سرخ                                                                                        Red shift

انتقال همه ی خطوط طیفی به جانب طول موج های بلند که در همه ی کهکشانها مشاهده شده است.انتقال به مکان سرخ

کهکشانی معلول انبساط جهان است.انتقال به مکان سرخ گرانشی معلول جرم زیاد جسم گسیل کننده است.

اوج خورشیدی                                           Aphelion                                           

دورترین نقطه ی مدار یک سیاره از خورشید.

اوج زمینی                                  Apogee                                                           

دورترین نقطه ی مدار ماه از زمین.

باد خورشیدی                                        Solar wind                                           

موادی که بیشتر پروتون و الکترون اند و از خورشید به فضا جریان دارند.خورشید به طور عادی در هر ثانیه میلیون ها تن از جرم خود را به علت باد خورشیدی از دست میدهد.

بعد                              Right ascension                                                          

فاصله ی زاویه ای یک جرم سماوی از دایره ی ساعتی مبدا که در طول معدل النهار از0درجه تا 360درجه (یا از0ساعت تا 24ساعت)از مشرق به مغرب اندازه گیری میشود.بعد نظیر طول جغرافیایی است. 

پارسک                             Parsec                                                                    

واحدی برای فواصل ستارگان وبرابر است با فاصله ی PSدر مثلثPST.یک پارسک برابر با 1/30میلیون میلیون کیلومتراست.

پایونیر                                       Pioneer                                                         

نامی که بر نخستین دسته از سفینه های بی سرنشین فضاپیمای آمریکا نهادند.این سفینه ها از نظر فن پرتاب وهدایت سفینه های مارینر،لونارآربیتر،رینجر،وسرویورحایز اهمیت بسیار بودند.

 

پراش نور                                  Diffraction                                                    

پدیده ای که نور در عبور از شکافی باریک یا سوراخی خرد از خود بروز می دهدو در نتیجه ی آن نوارهای تاریک و روشن متناوب به وجود می آید.                                                                                        

پروتون                              Proton                                                                             

ذره ای هسته ای دارای بار الکتریکی مثبت.هسته ی اتم هیدروژن یک پروتون منفرد است.

 

پلاسما                          Plasma                                                                       

گاز یونیده.

 

پوزیترون

یک ذره ی زیر اتمی شبیه الکترون که بار آن مثبت است.

 

پیش ستاره                                         Proto-star                                             

قسمتی از یک سحابی که به زودی به یک ستاره تبدیل خواهد شد.

 

تپ اختر                                                         Pulsar                                       

ستاره ای نوترونی که علامت های رادیویی گسیل می کند.نخستین تپ اختر در سال 1967کشف شد.پالس (تپه) این تپ اختر 3/1(یک سوم)ثانیه طول می کشدوبا دقت زیادهر 1و3/1ثانیه تکرار می شود.

تداخل سنجی پیسه ای                                                  Speckle interferometer      

تکنیکی برای بهبود توان تفکیک تصویرهای نجومی از طریق حذف آثار تلاطم جو  زمین.                                                            

تربیع                                                       Quardreture –Quarter moon       

وقتی که دوری ماه یا سیاره ای از خورشید(بر کره ی سماوی)به اندازه ی 90درجه است.

تلسکوپ                                       Telescope                                                   

در نجوم اسبابی که برای جمع آوری اشعه از اجرام سماوی به کار می رود.

تلسکوپ رادیویی                                               Radio telescope                     

اسبابی که برای بررسی اجرام سماوی از طریق امواج رادیویی گسیل شده از آنها به کار می رود.

توان تفکیک تلسکوپ                                               Resolving power             

توان جدا کردن دو نقطه ی نزدیک به هم به دو نقطه ی متمایز از یکدیگر.

 

ثابت خورشیدی                                                    Solar constant                    

آن مقدار از گرمای تشعشعی خورشید که توسط یک سانتیمتر مربع از سطح زمین دریافت می شود.مقدار آن94/1کالری بر سانتیمتر مربع در هر دقیقه است.

 

ثابت هابل                                                               Hubble constant             

نسبت سرعت دور شدن یک کهکشان به فاصله ی آن.این نسبت در حدود 100کیلومتر بر ثانیه در هر یک میلیون پارسک است.

 

جمعیت ستاره ای                                    Stellar population                            

ستاره ها به دو جمعیت تقسیم میشوند:جمعیتIو جمعیتII . در ستاره های جمعیت Iفراوانی عناصر سنگین زیاد است.گستره ی سنی این ستاره ها وسیع است.ستاره های جمعیت Iعمدتا در قرص کهکشانها و بازوهای مارپیچی دیده می شوند.ستاره های جمعیت IIستاره هایی پیراند که عناصر سنگین در آنها اندک است.آنها را در هاله ها و هسته های کهکشانی میتوان یافت.

 

چشمه های مجزا                Discrete source                                                        

نواحی کوچکی(تقریبا نقطه ای)در آسمان که از آنها امواج الکترومغناطیسی بسیار شدیدی در فرکانس های رادیویی به زمین میرسد.این نقاط را سابقِِاً ستارگان رادیویی مینامیدند.

 

حد چاندراشیکار                                                     Chandrasehkar limit         

بیشترین جرمی که یک ستاره میتواند داشته باشد تا سرانجام به صورت یک کوتوله ی سفید آرام و قرار گیرد. این جرم در حدود4/1برابر جرم خورشید است.ستاره ای که جرمش از این حد تجاوز کند،بر اثر گرانش می رمبد وسرانجام آن یک ستاره ی نوترونی یا یک سیاه چاله خواهد بود.

 

حد فاصل                    Terminator                                                                  

مرز بین قسمتهای تاریک و روشن ماه ویا یک سیاره.

 

حرکت تقدیمی                                          Precession                                        

حرکات بطئی محور زمین در نتیجه ی کشش گرانشی ماه بر برآمدگی استوای زمین.این حرکت بطئی محور,موجب میشود که نقاط اعتدال در میان صورت های فلکی به سمت مغرب حرکت کنند.

حرکت خاص ستارگان                                     Stars proper motion                  

سرعت زاویه ای(بر حسب ثانیه ی قوس در سال)یک ستاره در امتداد قائم بر خط دید ناظر زمینی.

 

حرکت رجعی                              Retrograde motion                                     

حرکت ظاهری یک سیاره به عقب(به طرف غرب)در زمینه ی ستارگان.

 

حضیض خورشیدی                          Perihelion                                               

نزدیک ترین نقطه ی مدار یک سیاره یا ستاره ی دنباله دار به خورشید(نقطه ی A).

 

حضیض زمینی                                Perigee                                                          

نزدیک ترین نقطه ی مدار ماه(یا یک ماهواره ی زمینی)به زمین(نقطه یA).

 

خرده شهابسنگ                                                Micro meteoroid                 

ذره ی غبار ریزی که در فضا شناور است و به قدری کوچک است که به چشم برهنه مرئی نیست و در هنگام عبور از جو به سبب کوچکی ملتهب و فروزنده نمیشود.

 

خور طیف نگار                                  Spectroheliogram                               

اسبابی که از خورشید،در نور تکفام(یک رنگ)عکس می گیرد.

 

خوشه ی ستاره ای                                               Star cluster-Stellar cluster

یک گروه ستاره که اعضای آن به قدر کافی به هم نزدیک و به طور فیزیکی با یکدیگر مرتبط اندو منشأ مشترکی دارند.

خوشه های ستاره ای به دو دسته ی خوشه های کروی(globular cluster خوشه های باز(open cluster) تقسیم می شوند.در خوشه های کروی,توزیع ستاره ها کروی و فشرده است وتعداد ستاره ها چند ده هزار یا بیشتر است. توزیع ستاره ها در خوشه های باز،پراکنده و نامتقارن است و تعداد ستاره ها از چند ده تا چند هزار است.

 

دانه ها                                                        Grains                                      

کوچکترین واحدهای قابل رؤیت بر سطح خورشید.قطر دانه ها چند صد کیلومتر است.اندازه و ساخت آنها پیوسته تغییر می کند.

 

دایره ی اعتدال(یا دایره ی ساعتی مبدا)                Equinoctial colure                 

دایره ای ساعتی که از نقطه ی اول حمل می گذرد.زوایای ساعتی(که نظیر طول های جغرافیایی بر سطح اند)به مبدأ دایره ی اعتدال سنجیده می شوند.

 

دایره ی ساعتی                               Hour circle                                            

دایره ی ساعتی نظیر نصف النهار جغرافیایی است:دایره ی عظیمه ای که از دو قطب آسمان می گذرد.

 

دایرة البروج                                                      Ecliptic                               

دو تعریف معادل هم می توان برای دایرة البروج به دست داد:

آ.دایره ی عظیمه ای بر کره ی آسمان که از تقاطع آن کره با صفحه ی مدار زمین حاصل می شود.

ب.مسیری که خورشید در حرکت ظاهری سالانه ی خود به دور زمین بر کره ی آسمان می پیماید.

درخشندگی                                 Luminosity                                               

نسبت کل نوری که یک جرم سماوی گسیل می کندبه کل نوری که از خورشیدگسیل میشود.همچنین کل انرژیی که یک ستاره در یک ثانیه گسیل می کند.

 

دریچه ی رادیویی                                          Radio window                        

شفاف بودن جو در برابر امواج رادیویی به طول موج بین25/0و30 سانتیمتر.

 

دریچه ی نوری                                     Optical window                             

ناحیه ای از طیف الکترومغناطیسی که اشعه ی مربوط به آن می تواند از جو زمین عبور کند و به سطح زمین برسد.گستره ی آن از 3000آنگستروم تا 30000آنگستروم است.

 

دو تایی                          Binary                                                                 

نگاه کنید به ستاره ی دو تایی.

 

دو تایی طیف نمودی                                                  Spectroscopic binary

منظومه ای متشکل از دو ستاره که ردیابی آنها فقط به کمک طیف نما میسر است.

 

دو تایی گرفتی                                          Eclipsing binary                       

یک منظومه ی دو تایی،که از دیدگاه زمین,مؤلفه های آن به تناوب و به طور منظم از برابر هم می گذرند و باعث گرفت یکدیگر؛قدر ظاهری سیستم به هنگام گرفت،کاهش می یابد.

 

دوره ی تناوب نجومی                                   Sidereal period                     

مدت زمان لازم برای آن که سیاره ای یک دوران کامل(نسبت به ستارگان ثابت)به دور خورشید را به انجام رساند.

 

دوره ی تناوب هلالی                                              Synodic period            

فاصله ی زمانی بین دو مقارنه ی متوالی ماه یا یک سیاره با خورشید از دیدگاه زمین.

 

دوری                                                 Elongation                                    

فاصله ی زاویه ای یک سیاره از خورشید که بر حسب درجه،دقیقه و ثانیه ی قوس سنجیده می شود.

 

رابطه ی جرم-درخشندگی                        

مطابق این رابطه،که به ستاره های رشته ی اصلی قابل اطلاق است,درخشندگی متناسب است با Mبه توانaکه در آن Mجرم ستاره است.توانaبرای ستارگانی که جرمشان از نصف جرم خورشید کمتر است،برابر5/4و برای ستارگانی که جرم آنها بیش از 5/1برابر جرم خورشید است معادل 5/3 است.

 

راه کاهکشان                                                        Milky way-The galaxy

نواری نورانی بر آسمان که بخشی از کهکشان ماست.نورآن معلول این واقعیت است که اکثریت عظیم ستارگان کهکشان (قرص مانند)ما در امتداد این نوار،بر کره ی آسمان واقع اند.

 

رخ گرد                                                               Libration                     

"جنبیدن"ظاهری ماه (یا سیاره ی عطارد)به راست و چپ،وبالاو پایین.بر اثر این نوسان ها قسمتی از سطح معمولاً پنهان ماه بر ناظر زمینی آشکار می شود.

 

                                                                    مهدیه نیکخواه    29تیر1387 /19جولای2008-07-19

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 17:9 توسط | |

شعاع استوایی : فاصله ی خط استوای یک جرم تا مرکزش .

شعاع قطبی : فاصله قطب تا مرکز .

دایره البروج

مسیر حرکت ظاهری خورشید در آسمان را دایره البروج می گویند .

منطقه البروج

نواری از کره ی آسمان به عرض 8 درجه در هر طرف دایره البروج .

نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 12:45 توسط | |

سیاه چاله ها

اگر سیاه چاله وجود دارد آیا می تواند تمامی جرم های عالم را در خود ببلعد؟

خیر سیاه چاله ها یک افق رویداد دارند در واقع همان منطقه ای که کسی نمی تواند از آن فرار کند اگر کسی از آن رد شود حکم آن جسم لمس تکینگی و همانا فناست ولی در دورتر از این افق شما می توانید از مکیده شدن فرار کنید در واقع قدرت مکش یک سیاه چاله که جرمش به اندازه ی منظومه شمسی ما است در خارج از افق رویداد به اندازه

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 20:59 توسط | |

                                                    سحابی روزت

سحابي رزت (گل سرخ)در صورت فلكي تكشاخ قراردارد.سحابي رزت يك(MONOCEROS ) سحابي 
  گسيلشي است كه در وسط آن يك خوشه ي باز ستاره اي از ستاره هاي جوان و پر نور جاي دارد.
باد هاي ستاره اي اين  ستاره ها حفره اي در مر كز این سحابي پديد آورده اند.نورفرا بنفش ستاره هاي
داغ خوشه،باعث درخشش سحابي مي شود.قطر سحابي رزت 100سال نوري و فاصله ي آن از ما 500 
سال نوري است.

                                                     شفق قطبی

شفق قطبي    در شب هاي قطبي ايجاد مي شود. بالاتر از تروپوسفرتا استراتوسفر پيوسته از سطح 
خورشيد،ذرات بار داري به شكل پروتون و الكترون با سرعت زياد به سمت فضا گسيل مي شود و1600
كيلومتر در ثانيه سرعت دارد، كه اين ذرات در نهايت به دام ميدان مغناطيسي زمين در نواحي قطبي
گرفتار مي شوند.در محل برخورد با توجه به ذرات موجود در جو از خود نوري مي فرستندكه به آن شفق  قطبي (سپيده ي جوي )مي گويند.  

                                                    سياه چاله     

زنجيره ي رويدادهايي كه در يك ابر نواختر اتفاق مي افتد،چنين است :
1ـستاره اي كه جرمش چند برابر خورشيد است و همه ي انرژي گرما هسته اي خود را مصرف كرده،شروع به انقباض مي كند.
2ـفشار داخلي ،قادر نيست كه وزن لايه هاي گوناگون اين ستاره ي پر جرم را تحمل كند.ستاره ي
  مي رمبد(خراب مي شود و فرو مي ريزد)وگرماي فوق العاده زيادي توليد مي شود.
3ـبخش بيروني ستاره منفجر مي شود و تقريبا بيش از نيمي از جرم ستاره به فضا پرتاب مي شود و يك

سحابي ابر نو اختري را بوجود مي آورد.
4ـبخش داخلي يا هسته ي ستاره در دماها(بيليون ها درجه)و فشارهاي زياد موجود به يك ستاره ي
نوتروني يا يك سياه چاله تحول مي يابد.اگرجرم هسته ي به جا مانده از انفجار نو اختري از حد 3.2برابر
جرم خورشيد بيشتر باشد سرنوشت آن بصورت ستاره نوتروني رقم نمي خورد، بلكه گرانش بر همه ي
 فشارهاي ديگر فائق مي آيد،رمبش كامل گرانشي تحقق مي يابد وستاره از افق رويداد خود فرا تر مي رود  وسياه چاله مي شود.به اين گونه كه فشار ايجاد شده توسط نوت رون ها نتواند مانع نيروهاي 

 انقباضي شود،هسته ي ستاره ممكن است بر اثر گرانش به حجم صفربرسد و سياه چاله شود وچگالي آن به بينهايت برسد.گرانش سطحي سياه چاله به حدي است كه حتي نور هم نمي تواند از چنگ آن بگريزد.

                                                                                                                             رزت

 

نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 10:33 توسط | |

مقدمه

کاوشگر فضایی سفینه‌ای بی سرنشین است که برای کاوش منظومه شمسی به فضا پرتاب می‌شود. کاوشگر حامل تجهیزات و دوربینهایی جهت گردآوری اطلاعات و ارسال آن به زمین بصورت علایم رادیویی است. کاوشگرها از ستاره دنباله‌دار هالی دو سیارک و کلیه سیارات بجز پلوتون دیدن نموده‌اند و به خورشید نیز نزدیک شده‌اند، معمولا آنها از کنار سیارات یا قمرهایشان می‌گذرند و یا جهت نقشه برداری از سطح آنها در مدارشان می‌گردند و یا به منظور بررسی جزئیات محیط آنها فرود می‌آیند.



img/daneshnameh_up/4/4c/Kavoshgar_1.jpg




هدف از ساخت کاوشگرها حمل دوربینهای تلویزیونی و ابزارهای لازم برای جمع آوری اطلاعات به فضا است. این ابزارها اطلاعات حمع آوری شده به زمین را مخابره می‌کنند. موشک پرتاب ، تنها سرعت اولیه لازم را به کاوشگرهای فضایی می‌دهد و این موتورهای خود کاوشگر هستند که به آنها اجازه تغییر جهت می‌دهند.
انرژی کاوشگرهایی که به اکتشاف بین سیاره‌ای مشغولند، بوسیله سلولهای خورشیدی تأمین می‌شود، ولی انرژی کاوشگرهایی که در قسمتهای دورتر منظومه شمسی در حال اکتشاف هستند، بوسیله مواد رادیو اکتیو تأمین می‌شود. معمولا جهت آنتنهای رادیویی بطرف زمین است، تا از یک سو تصاویر و اطلاعات را به زمین بفرستد و از سوی دیگر دستورات لازم را از مرکز هدایت زمینی دریافت کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 7:41 توسط | |

گرانش

گرانش، یا جاذبه، پدیده‌ای است که در آن همه اجسام جرم‌مند یکدیگر را جذب می‌کنند. تأثیر گرانش بر این اجسام، یعنی تأثیر جذب یک جسم جرم‌مند، جسم جرم‌مند دیگر را، به صورت وزن رخ می‌نماید. از آشناترین نمودهای گرانش فرو افتادن سیب از درخت است. پدیدهٔ گرانش معمولاً در مقیاس‌های بزرگ یا خیلی بزرگ هنگامی که جرمِ دست‌کم یکی از اجسام درگیر خیلی زیاد است رخ می‌نماید . بنابراین نمودهای گرانش در حرکت اجسام آسمانی و مسیر سیاره‌ها به گرد خورشید دیده می‌شود.

به طور کلاسیک گرانش یکی از چهارنیروی اصلی طبیعت (سه نیروی دیگر: الکترومغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی قوی) شمرده می‌شود. از میان این نیروها گرانش از همه ضعیف‌تر است از این رو در فرایندهای ریز-مقیاس که نیروهای دیگر حضور فعال می‌دارند، اثر گرانش کاملاً قابل چشم‌پوشی‌است. در فیزیک معاصر نظریه نسبیت عام برای توضیح این پدیده بکار می‌رود، اما توضیح کمتر دقیق ولی ساده‌تر آن در قانون جاذبه عمومی نیوتن یافت می‌شود. در اکثر فعالیت‌های روزمره از جمله فرستادن موشک به فضا قانون جاذبه عمومی نیوتن کاملاً کارآمد است.هرجرم ذره ای جرم ذره ای دیگررا درراستای تقاطع انهابا نیرویی جذب میکنداین نیرو با حاصلضرب جرمها متناسب است وبامربع فاصله انهارابطه عکس دارد.


نیروی هسته‌ای قوی

نیروی هسته‌ای قوی، یکی از چهار نیروی پایه در فیزیک است، که نقش آن پایدار و با‌هم‌نگه‌داشتن، کوارک‌ها و ذرات تشکیل شده از آن‌ها (مانند نوترون‌ها و پروتون‌ها) در هسته اتم‌ها است. به این معنی که نیروی هسته‌ای نیز نام‌گذاری می‌شود. این نیرو به همین خاطر، از نیروی الکترومغناطیسی بسیار قوی‌تر است و می‌تواند هسته اتم‌ها را، با وجود نیروی دافعه بین پروتون‌های آن (با بار الکتریکی مثبت) پایدار نگه دارد.

همانند نیروی الکترومغناطیسی و نیروی هسته‌ای ضعیف، این نیرو نیز توسط تبادل بوزون‌ها انجام می‌گیرد (یا توجیه می‌شود) که در اینجا، ذّره تبادل شده گلوون نام دارد. گلوون‌ها از ۸ نوع مختلف هستند که دارای بار رنگی می‌باشند و آن را بین کوارک‌ها انتقال می‌دهند.

برهم‌کنش یا نیروی قوی با ارایه بر‌هم‌کنش میان کوارک‌ها و گلوان‌ها درک شده است و جزییات با نظریه کرومودینامیک کوانتومی(QCD)توصیف می‌شود. این نیروی بنیادی عامل اتحاد ذرات در هسته اتم‌هاست، واسطه انتقال این نیرو گلوان‌ها (نوعی بوزون) هستند که با عمل بروی کوارک‌ها، پادکوارک‌ها و بین گلوان‌هاانجام می‌گیرد.

نیروی قوی فقط روی ذرات بنیادی اثر می‌کند، با این حال اثر بین هادرون‌ها به نیروی هسته‌ای مشاهده می‌شود (بهترین مثال برای فهم نیروی که بین گلوان‌ها اثر می‌کند هسته‌ها است ) در این‌جا نیروی هسته‌ای قوی بطور غیر مسقیم عمل می‌کند، در انتقال گلوان‌های که قسمتی از آن با piهای.

نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 7:27 توسط | |

پخت نمونه ي آزمايشي خاك مريخ
 
 
شنبه 29 تيرماه/19 ژولاي 2008.... اين تصوير خيالي تهيه شده بدست ناسا و آزمايشگاه رانش جت، مريخ نشين ققنوس را در دشت هاي شمالي مريخ درحال حفر گودالي در لايه ي فوقاني خاك است. يكي از هشت ريز كوره هاي مريخ نشين ققنوس، چند هفته ي پيش متحمل اتصالي كوتاه شده بود. دانشمندان از اينكه قطعي برق دوباره مي تواند اين تجهيزات ضروري را از كار بياندازد، نگرانند..
 
 

همه چيز در مورد يك سياهچاله
 
 
جمعه 28 تیر 1387 / 18 جولای 2008 ... سیاه چاله تمرکز عظیمی از جرم است که نیروی جاذبه آن مانع عبور اجسامی که از افق رویداد آن-نه آنهایی که از تونل کوانتومی(شعاع هاوکینگ) می گذرند-می شود.نیروی گرانش آن قدر شدید است که سرعت گریز از افق رویداد آن بیشتر از سرعت نور است.این مطلب بر این دلالت دارد که ...

 

چگونگي تركيب سياهچاله هاي پر جرم با يكديگر
 
 
شنبه 22 تیر 1387 / 12 جولای 2008 ... جرم کهشکان راه شیری حدود 100 تریلیون برابر جرم خورشید است که برای ما خیلی پرجرم به نظر می رسد ولی در مقابل دیگر کهکشان ها چیزی عادی است. حال فرض کنید که ...

 
تجزيه ي يخ كشف شده در مريخ
 
 
شنبه 22 تیر 1387 / 12 جولای 2008 ... این عکس ناسا که در 13 ژوئن 2008 گرفته شده است، بازوی خودکار مکانیکی مریخ نشین ققنوس ناسا را با نمونه ای از خاک مریخ به هنگام آماده کردن آن برای انتقال به جایگاه میکروسکوپ فضاپیماست، نشان می دهد.

 
 

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 22:57 توسط | |

اختفا : مخفی شدن یک جرم نجومی کوچک در اثر قرار گیری جسمی بزرگ تر در راستای دید ناظر .

گذر : عبور یک جرم کوچک از مقابل جسم بزرگ تر .

مقابله : قرار گرفتن زمین بین سیاره و خورشید . سیارات داخلی مقابله ندارند .

اهله : به حالت ها و شکل های مختلف ماه و سیا رات داخلی به دلیل تغییر زاویه آنها نسبت به زمین گویند .

مدار : مسیر حرکت یک جسم سماوی به دور جسمی دیگر .

نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 21:5 توسط | |


Design By : isfastro-club